۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

Alef dot ir

Alef dot ir


اصلاح‏طلبي با اعتقاد به اصول

Posted: 01 Jan 2010 07:34 AM PST

اصلاح طلبان باید بيش از ديگران بايد نسبت به مرزهاي خطر حساس باشند اگر مرزبندي ها مشخص نباشد، چه بسا موج سواران از راه برسند و اميال و اهداف خود را در حرکت هاي اعتراضي پيگيري کنند

نکته‏ای در بیانیه موسوی

Posted: 01 Jan 2010 07:22 AM PST

موسوی، در جدیدترین بیانیه اش که آکنده از الفاظ نامناسب و دروغ های شاخدار است، گامی بزرگ برداشته است و عملا انتساب خشونت گرایان روز عاشورا را به خود، پذیرفته است. موسوی در این بیانیه در مورد کسانی که کاری جز آشوب و اهانت انجام ندادند، می گوید: "همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند" و به صراحت آن ها را وابسته  به شبکه های خود اعلام می کند: "و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند." به علاوه موسوی در این بیانیه، ضمن تکرار دروغ های تهوع آور خود، زیر گرفتن مردم و پرت کردن آن ها را به نیروهای مردمی نسبت داد، این در حالی است که با انتشار اسناد غیرقابل انکار از انجام این کار، توسط نیروهای وابسته به موسوی (که با این بیانیه موسوی رسما مسئولیت آن ها را هم بر عهده گرفته است) بیان چنین دروغ هایی، تنها از شان نداشته موسوی کم می کند و ارزش او را بین تعداد بیشتری از هوادارانش از بین برده است. ضمن اینکه، موسوی با قبول این خشونت های وحشیانه، دست به تطهیر خشونت می زند و از این به بعد،...

آمريکا به خاطر حمايت از آشوبگران در تحريم ايران ...

Posted: 01 Jan 2010 07:14 AM PST

همزمان با بروز ناآرامی‏های جدید در ایران، مقامات آمریکایی و غرب نگران این موضوع هستند که تحریم‏های گسترده علیه ایران به حرکت معترضان آسیب برساند.

نگاهی به سکوت آقای هاشمی و دفتر خاطراتش

Posted: 01 Jan 2010 06:24 AM PST

حماسه بزرگ مردم تهران همزمان با خروش میلیونی ایرانیان در روز چهارشنبه و نیز واکنش گسترده مراجع اعظام تقلید، شخصیتها و جناح های مختلف سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح طلب نسبت به هتک حرمت مقدسات دینی و ارزشهای انقلابی پاسخ دندان شکنی به دشمنان انقلاب بود. به گزارش جهان، علی رغم این محکومیت گسترده توسط مردم انقلابی و ولایت مدار که گروه های موافق و مخالف دولت را شامل می شد، سکوت برخی چهره ها از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی بسیار سوال بر انگیز بود. در همین رابطه مرور دفتر خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع ـ تشخیص ـ مصلحت نظام خالی از لطف نیست: خاطره آقای هاشمی رفسنجانی در روز شنبه 13 تیر 1360 جلسه علنی نداشتیم.حدود ساعت نه و نیم به مجلس رفتم.برای کمیسیون آیین نامه مدتی انتظار کشیدم.نصاب لازم به دست نیامد.آقای احمد بهشتی نماینده فسا برای پسرش که محافظ ایشان بوده و به اتهام همکاری با منافقان بازداشت شده- کمک خواست.آقای انصاری نماینده نیشابور هم استعفایش را آورده بود.علت آن فشار بعضی از مردم حوزه انتخابیه اش،علیه ایشان به خاطر عدم حضورش در جلسه رایگیری،برای عدم کفایت سیاسی بنی صدر میباشد.همه جا مردم،اینگونه افراد را تحت فشار گذاشته اند و محیط بر اینها تنگ شده. بعد از ظهر مهندس مهدی بازرگان،دکتر یدالله سحابی و دکتر کاظم اسامی آمدند،برای چاره جویی در همین زمینه و کم کردن فشار اجتماعی .توقع داشتند امام چیزی بگوید و یا من از آنها تعریف کنم. من گفتم امام راه را باز گذاشته...

درباره بیانیه موسوی درباره حوادث عاشورا

Posted: 01 Jan 2010 06:23 AM PST

محمد صالح مفتاح اول: تغییر مخاطب بیانیه به نظر می‌رسد این‌بار موسوی به جای خطاب قرار دادن حامیان و کسانی که او را در این مسیر همراهی کرده‌اند، این‌بار فقط نظام سیاسی را مخاطب خود می‌داند. این‌جا بازی بزرگان است و مردم را به آن راهی نیست! مهمترین دلیل این امر را هم می‌توان در مشاهده‌ی موج عظیم مردمی که علیه او شکل گرفته است و خیابان‌هایی که مملو از شعار مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی است دریافته است. این‌بار او می‌داند که شعار «ما بی‌شماریم» رنگی ندارد و نمی‌تواند باعث شود تا اکثریت جامعه را نادیده بگیرد. دوم: سهم‌خواهی علنی میرحسین موسوی، در این بیانیه علنا مطرح می‌کند که خواهان سهمی از قدرت است. در دو جا از داد و ستد سیاسی و معامله و بده-بستان میان حکومت و جنبش سبز سخن می‌گوید و این ماهیت قدرت طلب و تمامیت خواه او را معلوم‌تر می‌کند. این بار از حق و حقیقت خبری نیست، از قانون خبری نیست، حقوق مرده است و فقط یک بازی کثیف سیاسی باید جریان یابد که با آنها داد و ستد پشت‌پرده کند و رأی مردم به دولت کنونی و «نه» اکثریت به خود را نادیده می‌گیرد. سوم: ندیدن بخشی از واقعیت آتش زدن‌ها و تخریب‌ها و شعارهای ساختار شکنانه را هم چنان نه می‌بیند ونه می‌شنود. حضور میلیونی مردم را که علیه او شعارهای حسینی و عاشورایی سر داده‌اند، نمی‌بیند و به چند ده هزار حامی روز عاشورا هم‌چنان دل خوش دارد. چهارم: مسئولیت‌ناپذیری نسبت به عملکرد خود به وضعیت...

احتمال فاجعه زيستی درپي نشت نفت رامشير

Posted: 01 Jan 2010 06:22 AM PST

معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست گفت: فوران نفت براي چهارمين روز متوالي در مخزن نفت «رامشير» همچنان ادامه دارد و تلاش‌ها براي مهار اين نشتي هنوز نتيجه نداده است. دكتر حسن اصيليان روز جمعه در گفت‌وگو با ايسنا، افزود: وزارت نفت و مسوولان ستاد حوادث غيرمترقبه استان خوزستان حوضچه‌ها و خاكريز‌هاي متعددي براي جلوگيري از نشت نفت به رودخانه «جراحي» و آب شرب مردم منطقه احداث كردند، اما ميزان فوران نفت بسيار بالا است. وي با اشاره به اين كه يك مخزن نفت كه حدود 40 سال قبل در اين منطقه كشف و پلمپ شده بود، بر اثر فشارهاي جانبي و رانش زمين دچار تركيدگي و نشت نفت و گاز شده است يادآور شد: بر اساس آخرين اطلاعات دريافتي تا شب گذشته هنوز نفت وارد رودخانه «جراحي» نشده است معاون سازمان محيط زيست به ايسنا گفت: شب گذشته شاهد بارندگي در منطقه بوديم كه اميدواريم با تمهيدات انديشيده شده خاكريزها شكسته نشده باشد. وي با اشاره به پيگيري رييس سازمان حفاظت محيط زيست و وزير نفت در اين خصوص گفت: وزارت نفت بسيج شده است تا جلو فوران نفت را بگيرد. معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست در عين حال هشدار داد: در صورت ورود نفت به رودخانه جراحي احتمال آلودگي تالاب بين‌المللي «شادگان» وجود دارد.  

واكسيناسيون آنفلوآنزاA كي آغاز مي‌شود؟

Posted: 01 Jan 2010 06:19 AM PST

در حالي كه حدود يك ماه از ورود نخستين محموله واكسن‌هاي آنفلوآنزا نوع «آ» به كشور مي‌گذرد و گروه‌هاي در معرض خطر در انتظار تزريق اين واكسن هستند، رييس مركز مديريت بيماري‌هاي واگيردار وزارت بهداشت اعلام كرد: اين واكسن‌ها براي بررسي و اخذ تاييديه به آزمايشگاه معاونت غذا و داروي اين وزارتخانه ارسال شده است و آغاز واكسيناسيون در انتظار نتايج نهايي اين آزمايش‌هاست. دكتر محمدمهدي گويا، رييس مركز مديريت بيماري‌هاي واگيردار وزارت بهداشت در گفت‌وگو ايسنا، گفت: بررسي‌هاي وزارت بهداشت در مورد واكسن‌هاي وارداتي‌ آنفلوآنزاي «آ» ادامه دارد و نتايج نهايي آن هنوز مشخص نشده است. وي درباره زمان آغاز واكسيناسيون در گروه‌هاي تعيين شده، اظهار كرد: به محض پايان بررسي‌ها و مشخص شدن نتايج آن، واكسيناسيون گروه‌هاي در معرض خطر آغاز مي‌شود. دكتر گويا در توضيح علت اعلام نشدن موارد بيماري و مرگ و مير ناشي از آنفلوآنزا «آ» در كشور گفت: موارد ابتلا به اين بيماري در كشور بسيار كاهش يافته و موارد ابتلا به آن آنقدر كم است كه اعلام آن ضرورتي ندارد. گفتني است، پيش از اين نيز معاون غذا و داروي وزارت بهداشت در باره زمان توزيع واكسن آنفلوآنزاي نوع آ براي گروه‌هاي در نظر گرفته شده، به ايسنا، گفت: در اين زمينه نمي‌توان زمان تعريف كرد؛ چرا كه توزيع اين واكسن‌ها به نوع و روش آزمايش‌هاي در حال انجام بر روي آنها بستگي دارد. واكسيناسيون گروه‌هاي پرخطر در مقابل بيماري جديد آنفلوآنزا «آ» در حالي در انتظار حصول نتايج نهايي آزمايشگاه غذا و داروي وزارت بهداشت است كه...

پيش‌بيني اكونوميست براي ايران

Posted: 01 Jan 2010 06:11 AM PST

جديدترين گزارش اكونوميست نشان مي‌دهد كه نرخ تورم ايران در سال جاري به 15.8 درصد كاهش يافته و در سال 1392 تورم تك رقمي براي كشور به ثبت خواهد رسيد. به گزارش ايسنا، اكونوميست در گزارش ماه دسامبر 2009 خود نرخ تورم ايران در سال گذشته را 25.5 درصد برآورد و عنوان كرد كه اين شاخص در سال جاري به 15.8 درصد كاهش خواهد يافت. به نوشته اكونوميست، آمارهاي منتشر شده از سوي بانك مركزي ايران نشان مي‌دهند كه در سال مالي 2008 ميانگين نرخ تورم ايران به 25.5 درصد رسيده است كه از تورم 17.1 درصدي ثبت شده در سال پيش از آن افزايش زيادي را نشان مي‌دهد. همچنين به اعتقاد اكونوميست گزارش‌هاي مختلف نشان مي‌دهد كه قيمت اقلام و خدمات ضروري در ايران افزايش زيادي يافته و هزينه‌هاي وارداتي هم در حال رشد است. با توجه به اينكه احتمال دارد سياست مالي دولت همچنان توسعه‌اي باقي بماند، انتظار مي‌رود فشارهاي تورمي طي سال‌هاي آينده همچنان وجود داشته باشد و قيمت كالاها اگرچه كاهش يافته اما در سطح بالايي باقي بماند. بنابراين اكونوميست پيش‌بيني مي‌كند كه تداوم روند نزولي، نرخ تورم ايران در سال 89 را به 13.8 درصد خواهد رساند كه اين شاخص طي سال‌هاي1390 و 91 به ترتيب معادل 12 و 10.5 درصد خواهد بود. در همين حال انتظار مي‌رود كه در سال 1392 تورم تك رقمي 9.1 درصدي براي كشور به ثبت برسد كه اين شاخص در سال پس از آن معادل هشت درصد خواهد بود. اين در حالي است كه بر اساس...

رفع توقيف 3 فيلم در هفته‌ي جاري

Posted: 01 Jan 2010 06:09 AM PST

مديركل اداره نظارت و ارزشيابي ارشاد از رفع توقيف 3 فيلم در هفته جاري خبر داد و احتمال اين‌كه «سفر به هيدالو» مجتبي راعي يكي از آن‌ها باشد را زياد دانست. سيد عليرضا سجادپور در گفت‌وگو با ايسنا، گفت: تا شب گذشته هم جلسه داشتيم و در پي رفع توقيف فيلم‌ها بوديم و درحال حاضر از 12 فيلم توقيفي كه وجود داشت تعداد به زير 10 آمده است، اما تعدادي ديگر هستند كه بي‌دليل متوقف نشده‌اند. وي افزود: جشنواره فيلم فجر را بايد يك فرصت ويژه براي اين‌گونه فيلم‌ها ببينيم و اين جشنواره به عنوان جشن داخلي سينماي ايران فرصت خوبي است تا بعضي فيلم‌ها ديده شوند و تصميم بهتري براي اكران عمومي گرفته شود و سينماگران هم در تصميم‌گيري سرنوشت فيلم دخيل شوند. سجادپور كه در هيأت انتخاب فيلم‌هاي بلند جشنواره عضويت دارد پيشنهاد داد تا تعداد فيلم‌هاي بخش مسابقه بيشتر شود و به اينسا گفت: تعداد 20 فيلم در اين بخش عرفي بوده كه از قبل وجود داشته كه در كنار آن فيلم‌هايي هم در بخش مهمان و مرور به نمايش درمي‌آيند و با توجه به كيفيت فيلم‌هايي كه ديدم مي‌خواهم از دبير جشنواره خواهش كنم در تعامل با معاونت سينمايي تعداد فيلم‌هاي بخش مسابقه بيشتر شود تا تلاشي كه براي فيلم‌ها صورت مي‌گيرد بيشتر ديده شود.  

فردا اتمام مهلت اصلاح اطلاعات ثبت‌نامي كنكور

Posted: 01 Jan 2010 06:09 AM PST

سازمان سنجش آموزش كشور اعلام كرد: داوطلبان كنكور از روز سه‌شنبه 8 دي ماه تا شنبه 12 دي ماه به مدت 5 روز ميتوانند نسبت به مشاهده و اصلاح اطلاعات تقاضانامه ثبت‌نامي آزمون سراسري سال 1389 اقدام كنند. به گزارش ايسنا، براين اساس داوطلبان با مراجعه به پايگاه اينترنتي سازمان سنجش آموزش كشور به نشاني www.sanjesh.org  ضمن مشاهده اطلاعات تقاضانامه‌اي خود مي‌توانند در صورت مغايرت نسبت به اصلاح آن اقدام نمايند. خاطرنشان مي‌سازد، داوطلبان بايد کليه اطلاعات ثبت نامي به ويژه گروه آزمايشي، دين، زبان امتحاني، شهرستان محل اقامت براي تعيين حوزه امتحاني و معدل را دقيقا کنترل كنند. بديهي است اصلاح اطلاعات تنها از اين روش امكان‌پذير بوده و لذا به داوطلبان توصيه مي‌شود از ارسال درخواست كتبي و يا مراجعه حضوري خودداري كنند. در پايان سازمان سنجش آموزش كشور به داوطلبان آزمون سراسري سال 1389 تأكيد مي‌كند كه اطلاعات كارت اعتباري و همچنين كد رهگيري ثبت‌نام بوده و نبايد تحت هيچ عنواني در اختيار افراد غير (حتي مدارس) قرار گيرد.  

تعیین سوپراستار گيشه‌ هاليوود در سال 2009

Posted: 01 Jan 2010 06:08 AM PST

«ساندرا بولاك»، بازيگر سرشناس آمريكايي به‌عنوان سوپراستار گيشه‌ هاليوود در سال 2009 دست يافت. به گزارش ايسنا، نظرسنجي كه هرساله از مديران سالن‌هاي سينما در آمريكا انجام مي‌شود، نشان مي‌دهد، «ساندرا بولاك» پس از دو سال دوري از سينما، بيشترين درآمد و فروش را براي سالن‌هاي نمايش فيلم به‌همراه آورده است. «بولاك» با فيلم كمدي رمانتيك «پيشنهاد» 315 ميليون دلار فروش جهاني به‌دست آورد و پس از آن با فيلم «سمت كور» تنها در آمريكا و كانادا به فروش 193 ميليون دلار دست يافت. وي كه در فيلم «همه‌چيز درباره استيو» نيز نقش‌آفريني داشته است، روز پنجم فوريه جايزه‌ ويژه‌ جشنواره‌ سانتاباربارا را به‌پاس يك عمر دستاورد سينمايي دريافت خواهد كرد. به گزارش اسكرين ديلي، در رتبه دوم اين فهرست كه تنها برمبناي قدرت جذب تماشاگر يك ستاره تهيه شده است، «جاني دپ»، بازيگر فيلم «دشمنان مردم» قرار دارد. «مت ديمون»، «جورج كلوني»، «رابرت داوني»، «تام هنكس»، «مريل استريپ»، «براد پيت»، «شيا لبوف» و «دنزل واشنگتن» ديگر بازيگران اين فهرست هستند. آخرين بازيگر زني كه توانسته بود عنوان سوپراستار هاليوود را كسب كند، «جوليا رابرتز» در سال 1999 بود.  

انتقال انتخاب رشته دانش‌آموزان به سال اول متوسطه

Posted: 01 Jan 2010 06:08 AM PST

سرپرست معاونت آموزش و نوآوري وزارت آموزش و پرورش از انتقال انتخاب رشته تحصيلي دانش‌آموزان كشور به سال اول متوسطه يا سال چهارم دوره دوم تحصيلي در ساختار جديد نظام آموزشي خبر داد. محمد علي غفاري، در گفت‌وگو با ايسنا، در توضيح جزئيات اين خبر، گفت: در نظر گرفته شده است كه در ساختار جديد دوره‌هاي آموزشي يعني تبديل سه مقطع تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه به دو دوره شش ساله، اهداف دوره راهنمايي از جمله آشنايي دانش‌آموزان با ابعاد و جزئيات مختلف رشته‌هاي تحصيلي در سه سال اول دوره دوم تحصيلي دنبال شود تا دانش‌آموزان بتوانند در سال چهارم دوره دوم تحصيلي، انتخاب رشته‌اي آگاهانه داشته باشند. وي با تاكيد بر اينكه دوره راهنمايي به هيچ عنوان از دوره‌هاي تحصيلي حذف نشده است، تصريح كرد: اهداف دوره راهنمايي اعم از ارشاد و راهنمايي دانش‌آموزان براي انتخاب رشته صحيح و انتخاب مسير درست و آگاهانه تحصيل در سال‌هاي تحصيلي بالاتر از سه سال دوره راهنمايي، در بخش معاونت متوسطه وزارت آموزش و پرورش پيگيري خواهد شد. اين مقام مسوول وزارت آموزش و پرورش در ادامه، خاطر نشان كرد: در ساختار قبلي دوره‌هاي آموزشي، صرفا سال‌هاي دوم و سوم به تصويب پايه رشته تحصيلي انتخاب شده دانش‌آموزان اختصاص مي‌يافت و از اين رو پرداختي كه به رشته تحصيلي دانش‌آموزان صورت مي‌گرفت، نيمه تخصصي بود، چرا كه دانش‌آموزان تازه در سال دوم متوسطه به طور رسمي وارد رشته تحصيلي خاص خود مي‌شدند، اما به اين ترتيب، دانش‌آموزان پايه‌هاي آشنايي با ابعاد رشته‌هاي تحصيلي را در...

گزارشي از آمار فروش پاييزي سينماها

Posted: 01 Jan 2010 06:07 AM PST

در فصل پاييز فيلم‌هاي «دوخواهر»، «كتاب قانون»، «نيش زنبور» و «بي‌پولي» به ترتيب پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سه ماهه‌ي پاييز بوده‌اند.  به گزارش ايسنا، در مهرماه سال 88 و اولين ماه پاييز، فيلم‌هاي «دو خواهر»، «زندگي شيرين»، «ترديد»، «يك وجب از آسمان»، «بي‌پولي»، «كتاب قانون»، «خانه روشن»، «آقاي هفت‌رنگ» و «صداها» به نمايش درآمد كه در اين ميان، فيلم «صداها» در واپسين روز ماه در قالب طرح اكران فيلم‌هاي فرهنگي به نمايش درآمد. در اين ماه «دو خواهر» به كارگرداني محمد بانكي پس از 90 روز اكران به فروشي بالغ بر 970 ميليون تومان و «زندگي شيرين» ساخته قدرت‌ا... صلح ميرزايي هم پس از 62 روز نمايش با فروشي نزديك به 700 ميليون تومان به نمايش درآمدند. «ترديد» ساخته‌ي واروژ كريم مسيحي هم طي 55 روز اكران نزديك به 218 ميليون تومان و «يك وجب از آسمان» اثر علي وزيريان نيز پس از 35 روز نمايش با فروش 29 ميليون توماني اكران شد. «بي‌پولي» حميد نعمت‌ا... هم پس از 62 روز نمايش نزديك به 750 ميليون و «كتاب قانون» ساخته‌ي مازيار ميري تا پايان آذرماه پس از 75 روز اكران به فروشي بالغ بر 850 ميليون تومان دست يافت. «خانه روشن» به كارگرداني وحيد موسائيان نيز از ديگر فيلم‌هاي پاييزي امسال است كه پس از چندسال در قالب طرح اكران فيلم‌هاي فرهنگي به نمايش درآمده و طي 21 روز اكران در چند سالن محدود فروشي بالغ بر 6 ميليون تومان داشته است. «آقاي هفت‌ رنگ» شهرام شاه‌حسيني كه انتظار فروش بالايي براي آن داشتند در نهايت پس...

فيلم‌هاي شگفت‌انگيزهزاره سوم ميلادي

Posted: 01 Jan 2010 06:06 AM PST

فيلم‌هاي شگفت‌انگيزومتحير‌كننده هزاره سوم ميلادي (دهه گذشته) كه توانستند نگاه خيره مخاطبان و سينمادوستان را از سراسر جهان به خود جلب كنند، انتخاب و معرفي شدند و آثاري چون «ممنتو» به كارگرداني «كريستوفر نولان» و «21 گرم» ساخته «گونزالس-ايناريتو» و «4 ماه و 3 هفته و 2 روز» به كارگرداني «كريستين مونگيو» در صدر اين فهرست قرار گرفته‌اند. به گزارش ايسنا، حضور فيلم‌هاي آسيايي از جمله «چشم» (2002)، «پير پسر» (2003) و «ميزبان» 2006 ،از نكات قابل توجه اين فهرست است. بنابر اعلام پايگاه اطلاع‌رساني «سينما تيكال»، فيلم‌هاي «خون به پا مي‌شود» محصول 2007، «نامه‌هايي از ايوجيما» 2006، «وال-اي» 2008، «ارباب حلقه‌ها» (2003-2001) و «زندگي هوشيار» (2001) در رتبه‌هاي بعدي اين فهرست قرار گرفته‌اند. فيلم‌هاي «عروسي پرريخت و پاش يوناني من»، «زندگي سگي» (2000)، تصادف (2005)، «بابل» 2006، سه‌گانه «اوشن‌ها» (2004-2001)، «اره» (2005)، سري «ماتريكس» (2003-2000)، «مرگ آقاي لازاروس» 2005 و «ببر خيزان اژدهاي پنهان» (2000) از ديگر فيلم‌هاي شگفت‌انگيز دهه اخير به شمار مي‌آيند. آثاري چون «حقيقت زشت» 2009، «دختران اصلي» 2004، «خانه بوني» 2008، «هيولا در قانون» 2005، سري «بيل رابكش» (2004-2003)، «تلاش كونگ فو» 2005 و «جيو-اون» 2003 رتبه‌هاي پاياني اين ليست را به خود اختصاص داده‌اند.  

اخاذی دختری با ارسال فیلم‌های مستهجن

Posted: 01 Jan 2010 06:06 AM PST

دختری که از افراد متمول و پولدار در "یزد" با تهیه فیلم مستهجن اخاذی می کرد توسط ماموران اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی یزد دستگیر شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس ، مأموران اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی یزد مطلع شدند که فردی به هویت "شکیلا" در شهر یزد با شناسایی افراد متمول و پولدار به نوعی با آنها ارتباط برقرار و از آنها به شکل ماهرانه ای توسط گوشی تلفن همراه یا دوربین فیلمبرداری فیلم تهیه می کند و سپس با تهدید اینکه فیلم را پخش می کند اقدام به اخاذی از آنها می کند. در این راستا مأموران بررسیهای لازم را انجام دادند و با کسب مجوز قضائی وی را شناسایی و دستگیر کردند . در بازرسی از منزلش یک حلقه فیلم مستهجن مربوط به افرادی که با آنها ارتباط داشت و یک جلد شناسنامه جعلی نیز کشف شد . در این خصوص از متهم بازجویی بعمل آمد و اظهار داشت: که در خیابان با افراد آشنا می شدم و پس از رابطه دوستی با آنها پس از چندین مرتبه ملاقات، آنها را به منزل می بردم و پس ازتهیه فیلم و فرستادن آن به عنوان کادو به فرد مورد نظر، آنها را تهدید می کردم که اگر مبلغ درخواستی را پرداخت نکند، فیلمش را پخش خواهم کرد وتا کنون 4 فقره اخاذی به این روش انجام داده ام.  

نام نویسی آزمون فراگیر پیام نور؛ هفته آینده

Posted: 01 Jan 2010 06:05 AM PST

ثبت نام دوره های فراگیر کارشناسی ناپیوسته (کاردانی به کارشناسی) و کارشناسی ارشد سال 1389 دانشگاه پیام نور از یکشنبه 13 دی آغاز و در پایان پنجشنبه 17 دی خاتمه می پذیرد. به گزارش واحد مرکزی خبر ، روابط عمومی سازمان سنجش آموزش کشور با اعلام این خبر افزود: داوطلبان جهت مشاهده شرایط و ضوابط شرکت در این آزمون می توانند به پایگاه اینترنتی سازمان سنجش آموزش کشور به نشانی www.sanjesh.org و یا به هفته نامه خبری پیک سنجش روزهای دوشنبه 7 و 14 دی مراجعه کنند. زمان برگزاری آزمون دوره های فراگیر کارشناسی ارشد و کارشناسی ناپیوسته دانشگاه پیام نور به ترتیب صبح و عصر جمعه 31 اردیبهشت سال 1389 خواهد بود.  

عسل طبیعی دیگر تولید نمی شود

Posted: 01 Jan 2010 06:05 AM PST

سرویس گزارش جهان-عسل يكي از نعمات پرفايده خداوند است كه از قرن ها پيش به عنوان يك غذاي كامل و مقوي شناخته شده است و به واسطه ويژگي هاي شفابخش خود به عنوان دارو در درمان بسياري از بيماري ها كاربرد دارد. در کتب پزشکی آمده عسل درروغن مالی زخمهای چرکی ، برای درمان بسیار مفید بوده ، با مرهم گذاری تاریکی دید را کاهش داده و بهترین درمان اختلالات دهان است در زیاد شدن ادرار مؤثر است ، دردهای شکم و سرفه را کاهش می دهد ، گزیدگی مار ، دردهای دستگاه تنفس وهر درد مفصلی را تسکین میدهد . خستگی عمومی واحساس سرما را رفع ومقاومت بدن را افزایش میدهد. عسل به عنوان دارو هیچ اثر سوء، عارضه یا بیماری را به دنبال ندارد و براساس مندرجات كتاب معروف طب الكبير عسل در تقويت حافظه، سيستم ايمني بدن، قواي جسماني بهبود و درمان بسياري از بيماري ها مانند بيماري هاي گوارشي زخم ها و بيماري هاي دندان و لثه موثر است . در دوران قدیم برای درمان اکثر بیماریها از این داروی شفا بخش که به اکسیر جوانی نیز مشهور است استفاده می شد اما چند وقتی است که دیگر عسل طرفداران زیادی ندارد و به قول معروف عسلهای طبیعی بر روی دست تولید کنندگان آن باد می کند.وقتی از مردم و فروشندگان این محصول علت را جویا شدیم قریب به اتفاق آنهابه دلیل عدم توانایی در تشخیص عسل طبیعی از عسل تقلبی از خرید ان منصرف شده و...

خاطرات هنرمندان در فیلم فجر

Posted: 01 Jan 2010 06:04 AM PST

علاقه‌‌مندان مي‌توانند با مراجعه به سايت جشنواره فيلم فجر، خاطرات هنرمندان را در قالب فايل صوتي بشنوند. به گزارش فارس، جشنواره بين‌المللي فيلم فجر در سايت خود قسمتي تحت عنوان «خاطراتي از جشنواره (بشنويد)» قرار داده كه خاطرات هنرمندان به صورت فايل صوتي در آن قرار داده شده است. در حال حاضر خاطرات «پروانه معصومي» (بازيگر سينما و تئاتر)، «سيد شهاب‌الدين حسيني» (بازيگر سينما)، «محمدرضا ورزي» (كارگردان)، «محمدرضا شرف‌الدين» (تهيه‌كننده و طراح جلوه‌هاي ويژه)، «مهدي فخيم‌زاده» (نويسنده، بازيگر و كارگردان)، «سيروس تسليمي» (نويسنده و تهيه‌كننده)، «سيدعليرضا سجادپور» (تهيه‌كننده و نويسنده)‌ و «مسعود ده‌نمكي» (كارگردان) روي خروجي سايت قرار دارد. همچنين در بخش ديگري از سايت، خاطرات هنرمندان به صورت مكتوب نوشته شده كه تاكنون خاطرات «اصغر رفيعي‌جم»، «حسن حسندوست»، «پژمان بازغي»، «مجيد ميرفخرايي»، «جمشيد مشايخي»، «آزيتا حاجيان»، «ماهايا پطروسيان» و «امين تارخ» در اين بخش قرار داده شده است. بر اساس اين گزارش، از امكانات ديگر سايت، قرار دادن بخشي با عنوان «نمايه دوره‌هاي پيشين» است كه در آن اطلاعات كامل مربوط به جوايز 27 دوره گذشته گردآوري شده است. همچنين در سايت جشنواره فيلم فجر تيزرها و پوسترهاي دوره‌هاي گذشته نيز قرار داده شده است و اطلاعات مربوط به فيلم‌هاي بخش مسابقه به صورت تدريجي روي سايت قرار داده مي‌‌شود. علاقه‌مندان مي‌توانند براي استفاده از امكانات اين سايت به نشاني www.fajrfestival.ir مراجعه كنند. بيست‌ و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، پنجم تا پانزدهم بهمن‌ماه در تهران برگزار مي‌‌شود.  

بیانیه دانشجویان در مورد سکوت هاشمی

Posted: 01 Jan 2010 06:03 AM PST

مجمع دانشجويان پيرو خط امام و رهبري دانشگاه شهرکرد با صدور بيانيه اي اعلام کرد: برخي خواص کشور از جمله هاشمي رفسنجاني و سيد حسن خميني را به کسب بصيرت نافذ تشويق مي كنيم. به گزارش خبرنامه دانشجویان، در اين بيانيه خطاب به سران فتنه، آمده است: شما را چه شده است که به نظاره هتاکي و اهانت به ساحت امامي مي نشينيد که 1370 سال است چشم ها در اندوه او گريانند و سينه ها بريان؛ شمايي که در کسوت تدين، خنجر هاي آلوده به زهر نفاق خويش را از پشت بر گرده امام زمانتان مي نشانيد؛ پس اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد. اين بيانيه مي افزايد: گويا شکم هاي شما سران فتنه آنقدر از حرام پر گشته است که نداي «هل من ناصر ينصرني» ولي زمان خود را نمي شنويد؛ حاشا بر غيرتتان که به خاطره تاريخ از هجوم ناکسان به خيام آل الله در صحراي نينوا، با ضرب و شتم زنان عزادار حسين (ع) عينيت بخشيديد و نفرين خدا بر شما باد که به دست خويش مهر بر گوش ها و چشم هايتان زده و تمامي راه هاي هدايت را بر خود بسته ايد. مجمع دانشجويان پيرو خط امام و رهبري دانشگاه شهرکرد در بيانيه خود خطاب به ملت شريف ايران اسلامي، تصريح کرده است: سلام خداوند بر شما ملت مهدوي که باري ديگر همچون سلمان فارسي، عمار ياسر، کميل و مالک اشتر به دفاع از علي زمانه برخاستيد و عشق بي مثال خود را به فرزند برومند فاطمه،...

تشابهات بیانیه موسوی و اوباما

Posted: 01 Jan 2010 04:53 AM PST

برنا: در حالی بیانیه میرحسین موسوی در جواب به خروش مردم خشمگین به هتک حرمت به ساحت امام حسین (ع) و روز عاشورا توسط اغتشاشگران منتشر شده که به نوعی به جای پاسخ و اعلام برائت از بیگانه گان، بیشتر به پاسخگویی خودی به خودی شبیه تر است، با نیم نگاهی به این بیانیه در می یابیم که خروش مردم انقلابی، باعث شده تا موسوی تلاشی برای توجیه اعمال خود و فرقه اش داشته باشد. بنا به این گزارش با کمی دقت می توان وجوه اشتراک و شباهت های بسیاری در بیانیه باراک اوباما رییس جمهوری امریکا -از محل گذراندن تعطیلات پایان سال خود در هاوایی -که برای اغتشاشات و هتک حرمت های انجام گرفته در روز عاشورا داده بود و بیانیه میرحسن موسوی پیدا کرد: 1- بیانیه موسوی :"ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا به حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم ..." رئیس جمهور آمریکا در اظهاراتی مداخله جویانه تلاش دولت ایران برای فرونشاندن اغتشاشات اخیر در تهران را محکوم کرد. 2- باراک اوباما ضمن انتقاد از برخورد قاطع نیروی انتظامی ایران با اغتشاشگرانی که در روز عاشورا خیابانهای تهران را به آشوب کشیده بودند از این اقدام بعنوان "مشت آهنین" در برابر معترضان نام برد. بیانیه موسوی: نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ 3- اوباما در ادامه سخنان خود مدعی شد که ایران برای خاموش کردن...

تریبون آزاد شبکه خبر برای افراطی خواندن هوادارن نظام

Posted: 01 Jan 2010 04:52 AM PST

برنا: شبکه خبر امروز جمعه ساعت 12:45 دقیقه برای تحلیل اعتراض و تجمع مردمی به هتک حرمت روز عاشورا در تهران ، میزبان محمد رضا خباز نماینده مردم کاشمر،بردسکن و خلیل آباد در مجلس شورای اسلامی بود. بنا به این گزارش خباز در تحلیلی جالب و فرا منطقه ای! در صحبت های خود گفت :"حرکت مردم در روز چهارشنبه تندروی بود و افراد شرکت کننده افراطیون علاقمند به نظام ! بودند و حرکت های تندی صورت گرفت و رادیکال بود!" گفتنی است سخنان معاون سازمان بهزیستی دولت هشتم و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در حالی راهپیمایی خودجوش مردم را متهم به تند روی می کند که مردم در این راهپیمایی جز شعار دادن حرکت دیگری نکرده و مانند برخی هواداران حزب ها در اتفاقات اخیر، ساختمان ها را آتش نزده و به اموال عمومی خسارت نزدند ؛ و تنها خشم خود را از وقایع و توهین انجام شده توسط اغتشاشگران و سکوت دستگاههای قضایی و مجلس شورای اسلامی ابراز داشتند و اگر مردم تا به الان می خواستند حرکت تندی انجام دهند ،بارها و بارها سران فتنه به مجازات اعمال شنیع خود رسیده بودند.  

بیانیه جدید میرحسین موسوی

Posted: 01 Jan 2010 04:52 AM PST

میرحسین موسوی با اشاره به انکه نه خود نه کروبی و نه خاتمی برای عاشوار بیانیه نداده اند، اغتشاشگران را "مردم خداجوی" نام می برد و بدون اشاره ای به تبلیغات وسیع منافقین و ماهواره های ضد انقلاب حرکت ضد اسلامی در روز عاشورا را "حرکتی خود جوش" می داند. به گزارش برنا، داماد لرستان در حالیکه هتاکان را "عزاداران حسینی" می خواند، بی هیچ اشاره ای به شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" ادامه می دهد: "عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند." همسر فول پرفسور زهرا رهنورد، با نادیده گرفتن آتش زدن بانک و ساختمان ها و اموال عمومی، بستن راه عزاداران حسینی، سوت و کف و هلهله حامیان سبزپوش و ... در اقدامی عجیب از صداوسیما خواستار پخش تصاویر هتاکی می شود: "اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد." وی با هراسی آشکار از شعارهای مردم میلیونی در اجتماع بزرگ عاشوراییان و برای فرار رو به جلو از دست محکمه قضایی ادامه می دهد: "بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد." موسوی با انتقاد و ناراحتی از آیت الله علم الهدی در پی سخنرانی مستدلش در روز چهارشنبه و آشکار کردن...

قائم مقام وزیر آموزش و پرورش تعیین شد

Posted: 01 Jan 2010 04:51 AM PST

با حکم وزیر آموزش و پرورش، کیومرث هاشمی معاون پیشین سازمان تربیت بدنی به عنوان قائم مقام وزیر در امور تربیت بدنی و سلامت منصوب شد. به گزارش برنا،حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش،طی حکمی کیومرث هاشمی را به عنوان قائم مقام وزیر در امور تربیت بدنی و ورزش منصوب کرد. هاشمی قبل از این به عنوان مدیر کل دفتر امور مشترک فدراسیون های ورزشی ، معاون سازمان تربیت بدنی و رئیس مرکز توسعه ورزش قهرمانی و سرپرست فدراسیون فوتبال فعالیت کرده است.  

نگرانی مردم به چه قیمت؟!

Posted: 01 Jan 2010 04:51 AM PST

برنا: پس از محقق نشدن وعده پایانی! شهردار تهران در افتتاح تونل توحید در روز عیدغدیرخم به نظر می رسد عوامل شهرداری تهران سعی در انجام عملیات افتتاح و  و بهره برداری تونل هستند تا این وعده با چند هفته تاخیر به پایان برسد. اما به نظر می رسد که شهرداری تهران باید بیش از هر چیز این در پروژه بزگ شهری مسائل فنی و ایمنی را در اولویت کاری خود قرار دهد چراکه بعد از دو سه بار  ریزش و نشست تونل در جریان ساخت ،مردم و مسوولان را نگران کرده است.   به گزارش برنا،شورای شهر که ناظر بر مدیریت شهری هستند چندین بار انجام بر کیفیت ساخت تونل تاکید و تذکر دادند و از شهرداری خواستند که مطالعه و رعایت اصول فنی را در اولویت عملیات اجرایی تونل قرار دهند نه این که برای افتتاح آن عجله و شتاب داشته باشند. حمزه شکیب رئیس کمیسیون توسعه و عمران شورای شهر  با اشاره به نشست های اخیر تونل توحید و ایجاد نگرانی برای مردم به برنا می گوید : به هر حال پروژه تونل توحید یک پروژه بسیار مهم برای تهران  و پروژه کلیدی که خیلی از مشکلات ترافیکی را به صورت فرامنطقه ای می تواند حل کند. به اعتقاد شکیب  مدیریت فنی و هزینه ای درستی در پروژه انجام نداده است و در بحث مدیریت فنی طراحی درستی در تونل انجام نشده و به صورت سعی و خطا کارها صورت گرفته است. شکیب در این باره می افزاید :مسولان شهرداری هیچ کدام...

آيت‌الله جوادي آملي: هتاكان عاشورا به سزاي اعمالشان ...

Posted: 01 Jan 2010 04:34 AM PST

استاد حوزه علميه قم گفت: حادثه تلخ روز عاشورا ذائقه همه شيعيان جهان بلكه مسلمانان و مردم آزاده را آزرده كرد، از خداوند مسئلت داريم هتاكان را به سزاي اعمالشان برساند. به گزارش مركز خبر حوزه، آيت‌الله عبدالله جوادي آملي در ابتداي درس اخلاق خود در جمع طلاب و دانشجويان با اشاره به حرمت‌شكني روز عاشورا اظهار داشت: عده‌اي كه معترض‌ هستند، اما صف آنان از هتاكان جدا است، از خداوند خواستاريم كه آنان را جدا كند و كساني كه در روز حزن اهل‌بيت (ع) شادي آل‌زياد و آل‌مروان را تكرار كردند، اگر قابل هدايت نيستند به سزاي اعمالشان برساند. وي بر وحدت و انسجام ملي و مذهبي تاكيد كرد و افزود: اين وحدت در سايه اهل‌بيت عصمت و طهارت (ع) امكان‌پذير است و حفظ انقلاب اسلامي تا ظهور حضرت مهدي (عج) خواست همه است و خداوند ما را ياري خواهد كرد. اين استاد حوزه در بخش ديگري از سخنان خود با تشريح خطبه 216 نهج‌البلاغه خاطرنشان كرد: اين خطبه مربوط به رعايت حقوق متقابل والي و رعيت است. اين مفسر قرآن كريم با بيان اينكه خطبه 216 به حق و تكليف توأمان تاكيد كرده است، بيان داشت: هر جا حق هست تكليف هم است.  

انتقاد از سكوت رفسنجاني در قبال حرمت‏شکنی

Posted: 01 Jan 2010 04:33 AM PST

امام جمعه اسدآباد گفت: اصرار هاشمي رفسنجاني بر سكوت خود در قبال فتنه گران و هتك حرمت عاشورا از اين پس نمي‌تواند معنايي جز هم‌آوايي با زنندگان ريشه جمهوري اسلامي، همراهي با بيگانگان و همدلي با فتنه‌گران داشته باشد. حجت‌الاسلام والمسلمين علي زادسر جيرفتي امروز در گفتگو با فارس در همدان يكي از اهداف مخالفان نظام در مواجهه با جمهوري اسلامي را روي كار آمدن سكولاريسم در ايران خواند و افزود: بحث سكولاريسم در برخي از جوامع اسلامي دنبال شده كه مصداق عملي آن در چند دهه اخير اجمالاً در تركيه محقق شده است. وي با بيان اينكه سكولاريسم ريشه‌اي تاريخي دارد، اظهار داشت: ريشه اين جريان به دعواي هميشگي حق و باطل و رويارويي انديشه الهي و مادي در تاريخ بر مي‌گردد كه با توجه به مقتضيات روزگاران و فهم و عقل مردمان دوران توانسته ظهور و بروز عملي داشته باشد. امام جمعه اسدآباد گفت: جريان رويارويي حق و باطل از زمان هابيل و قابيل شروع شده و تا دميدن صور اسرافيل نيز ادامه مي‌يابد كه مصداق اتم و اكمل آن در روز عاشورا خودنمايي كرد به طوري كه در يك سو جريان دين‌مدار حق‌گراي عدالتخواه خدامحور و در مقابل آن جريان طاغوت شيطاني باطل‌مدار شهوت‌محور با رياست تفكر يزيدي وجود داشت. وي اضافه كرد: آنهايي كه خواهان روي كار آمدن جريان سكولار در ايران اسلامي هستند به دنبال آزادي‌هاي بي‌حد و حصر و محوريت انسان هستند چرا كه در اين صورت مي‌توانند مطابق هرگونه اميالشان رفتار كنند در صورتي كه دين مبين...

درباره واگذاري مخابرات، نادران، قانع نشد

Posted: 01 Jan 2010 04:33 AM PST

عضو كميسيون اقتصادي مجلس با اشاره به جلسه روز سه شنبه كميسيون اقتصادي و حضور حسيني در اين كميسيون گفت: واگذاري شركت مخابرات و محل نمايشگاه بين المللي محور سوالات نمايندكان از وزير اقتصاد در اين كميسيون بود. احد خيري در گفت‌وگو با باشگاه خبري فارس «توانا»، گفت: در اين جلسه، نادران نماينده مردم تهران سوالي در رابطه با واگذاري سهام مخابرات از وزير پرسيد كه با توضيحات وزير اقتصاد، اين نماينده ملت قانع نشد. نماينده بستان‌آباد تصريح كرد: نصير‌پور و يوسف‌نژاد از ديگر نماينده‌هايي بودند كه در رابطه با واگذاري نمايشگاه بين‌المللي تهران سوالاتي از حسيني پرسيدند. به گفته وي محل نمايشگاه به سازمان بازنشستگي نيروهاي مسلح واگذار شده كه نمايندگان از پاسخ وزير در رابطه با ديون و بدهي دولت در واگذاري نمايشگاه بين‌المللي قانع شدند.  

فدايي: وحدت، تنها حول محور رهبري

Posted: 01 Jan 2010 04:32 AM PST

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: تنها وحدتي كه مي‌تواند راهگشا باشد، وحدت حول محور مقام معظم رهبري است. به گزارش فارس، حسين فدايي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه صبح روز پنجشنبه در هفدهمين مجمع عمومي انجمن اسلامي پزشكان ايران سخن مي‌گفت، ضمن تاكيد بر اينكه ولايت مداري و ولايت پذيري موجب برطرف شدن مشكلات خواهد شد، اظهار داشت: متاسفانه در حوادث بعد از انتخابات فتنه‌اي شكل گرفت تا تشخيص حق و باطل براي برخي افراد غبارآلود شود. وي افزود: كساني كه قبل از انتخابات با ادعاي خط امام و انقلاب در صحنه حضور داشتند متاسفانه بعد از انتخابات زمينه ساز فتنه شدند البته بايد گفت كه اگر افراد مدعي خط امام در خط امام بودند حوادث بعد از انتخابات شكل نمي‌گرفت. فدايي با اشاره به تهاجم فرهنگي دشمن تصريح كرد: مقام معظم رهبري در دهه هفتاد بحث تهاجم فرهنگي را به متوليان امر گوشزد كردند اما متاسفانه برخي‌ها آن را جدي نگرفتند. اين نماينده مجلس با بيان اينكه مقام معظم رهبري در خصوص انتخابات به مشاركت اكثريتي مردم تاكيد داشتند ابراز داشت: برخي‌ها متاسفانه تمايلي چنداني به حضور مردم در صحنه نداشتند و انتخابات كنترل شده را مطرح مي‌كردند. فدايي با اشاره به نقش برخي خواص در فتنه بعد از انتخابات تاكيد كرد:‌ بصيرت مانع از گرفتار شدن انسان در دامن فتنه مي‌شود اما متاسفانه برخي از نخبگان به جهت نداشتن بصيرت در دامن فتنه گرفتار شدند و اگر همه خواص ضمن حفظ اتحاد بصيرت را پيشه مي‌كردند حوادث...

ادامه گسترش آنفلوانزاي نوع A

Posted: 01 Jan 2010 04:32 AM PST

رئيس سازمان جهاني بهداشت هشدار دارد: شيوع و گسترش آنفلوانزاي نوع A در جهان همچنان ادامه دارد. به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا»، مارگارت چان، رئيس سازمان بهداشت جهاني گفت: جهان نيازمند ادامه پيگيري، كنترل و ريشه‌يابي بيماري آنفلوانزاي نوع A در سال 2010 است. به گزارش «شين‌هوا»، وي خاطر نشان كرد: هنوز خيلي زود است كه اعلام كنيم كه به پايان فرآيند گسترش و شيوع آنفلوانزاي نوع A در سراسر دنيا رسيده‌ايم. رئيس سازمان بهداشت جهاني ادامه داد: درست است كه خيلي از كشورها در نيمكره شمالي از مرحله اوج انتشار ويروس عبور كرده‌اند ولي هنوز بسياري از كشورها مانند مصر، هند در شرايط حساسي به سر مي‌برند. وي همچنين نسبت به عدم آمادگي جهان در برابر شيوع آنفلوانزاي پرندگان (مرغي) هشدار داد و تصريح كرد: اين ويروس كشنده‌تر و مهلك‌تر از ويروس آنفلوانزاي نوع A است.  

اظهارات معاون اول قوه قضائيه در مورد فتنه‏گران

Posted: 01 Jan 2010 04:31 AM PST

معاون اول قوه قضائيه تاكيد كرد: امروز كسانيكه اغتشاش كرده و در خيابان‌ها با چوب و قمه به جان عزاداران حسيني بيفتند و امكان عمومي را تخريب كنند اين كار آنها مصداق محاربه است و ما بعنوان محارب با آنها برخورد مي‌كنيم. به گزارش فارس حجت‌الاسلام والمسلمين سيد ابراهيم رئيسي معاون اول قوه قضائيه در پيش‌ خطبه‌هاي نماز جمعه امروز تهران طي سخناني ضمن عرض تسليت به مناسبت ايام سوگواري سرور و سالار شهيدان و همچنين امام سجاد (ع) اظهار داشت: در سيره ائمه معصومين عينيت بخشي به دين و تشكيل نظام ديني و مبارزه با ظلم و حكومت‌هاي جور بعنوان يك راهبرد اساسي مطرح است. وي ادامه داد: با توجه به سيره ائمه هدي نمي‌توان مبارزه با ظلم را در هيچ يك از اين سيره‌ها نديد و تمام ائمه معصومين مبارزه با ظلم و ستم را در سيره عملي خود قرار داده بودند. معاون اول قوه قضائيه با بيان اينكه در سيره عملي ائمه هدي تحقق بخشيدن به دين و بايد و نبايد‌هاي الهي وجود دارد يادآور شد: عاشوراي حسيني براي احيا دين بود و براي دين مي‌توان چند وجود را فرض كرد. رئيسي با اشاره به اينكه عاشوراي حسيني دقيقا براي تحقق دين شكل گرفت گفت: لذا ظالمان هيچ وقت سخن حق را برنمي‌تابند و ولايت الهي را نمي‌پذيرند و همين باعث پيدايش عاشوراي حسيني شد. وي اضافه كرد: حزب شيطان به دنبال آن بوده و است كه سيره حق در جامعه نباشد و اولين روش شيطان براي تحقق اين هدف اين است...

خورشيد سربازان اشك نهم

مهرداد دوم اشكاني با سپاهش از كنار باغ سبزي مي گذشت سايه درختان باغ مكان خوبي بود براي استراحت.
فرمانروا دستور داد در كنار ديوار بزرگ باغ لشكريان كمي استراحت كنند. باغبان نزديك پادشاه ايران زمين آمده و از او و سربازان دعوت كرد كه به باغ وارد شوند. مهرداد گفت ما بايد خيلي زود اينجا را ترك كنيم و همين جا مناسب است. باغبان گفت ديشب خواب مي ديدم خورشيد ايران در پشت ديوار باغم است و امروز پادشاه كشورم را اينجا مي بينم. مهرداد گفت اشتباه نكن آن خورشيد من نيستم آن خورشيد سربازان ايران هستند كه در كنار ديوار باغت نشسته اند.
از اين همه فروتني و بزرگي پادشاه ايران زمين اشك در چشمان باغبان گرد آمد.
مهرداد دوم (اشك نهم) بسيار فروتن بود و همواره در كنار سربازان خويش و بدور از تجملات بود. انديشمند كشورمان ارد بزرگ مي گويد: فرمانرواي شايسته ارزش سربازان را كمتر از خود نمي داند.
اشك نهم به ما آموخت ارتش ايران يگانه و يكتاست.


برگرفته از : سایت ایرانیان انگلستان

http://tehranlondon.com/article.php?id=42798

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *خوار نمودن*

●_ بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ_●

● _ فرگرد خوار نمودن _ ●

_____گلستان سعدی*____

آن کس که خطای خویش بیند که رواست

تقریر مکن صواب نزدش که خطاست

آن روی نمایدش که در طینت اوست

آیینهٔ کج جمال ننماید راست

_______ *سعدی_______

«نام انسان» نماد خوبی وپاکی ودرستی ست .بعنوان اشرف مخلوقات با ذکر آنچه خداوند به تکرار به بندگان خود فرموده است آدمی ذره ای از ذات تعالی وبزرگ اوست واحساسات درون وجود وذات بشر نیزباز ذره ای ازآن چیزیست که در خداوندگار عالم موجوداست ازاینروانسان در مقام والائی چه در دیدگاه خداوند چه در عالم قراردارد از این جهت,همگان درجایگاهخود محترموارزشمند هستندواین ماانسانهاهستیم که برای خودودیگران مرزهایانسانی تعیین کرده ایم ویکدیگررادرمکانهائی قرار میدهیم که شاید شایسته ی ذات انسانی نیست وازهمین اینروست که خداوند برای آنکه بشردرظلمت سیاه نادانی باقی نماندوهمواره بهرشد وتعلیم وتربیت روح واندیشه آدمی را, بشارت داده وبه تعلیم دادن خود تاکید داده شده است .خداوندهمواره خواستاراین بوده است که انسان «حریم انسانی»خود ودیگرانرا حفظ نموده در تلاش باشد روح خودرا جلا بخشیده,ذهن خودرا روشن ساخته وقلب خود رادرپاکی عمل واندیشه نگاهداردودر نگاهداشتن «حرمت انسانی خود ودیگران» همواره کوشا باشد.به دین اسلام وهمچنین هر دینی که دردنیا بنگرید می بینید نماد خوب بودن وپاک بودن وآزموده شدن وتعلیم وتربیت فکر وعقل ونهاد وذات واندیشه چیزی ست که به تکرار از آدمی خواسته شده است از این رو انسانی که معمولا یک شبه راه صدساله رامیرود کمتر قدرت وحتی تحمل نگه داشتن جایگاه ومقام وحتی ثروتی را دارد که به این راحتی بدست اورسیده است وسرانجام کمبود علم ودانش ونداشتن تجربیاتی که باعث گردد تا بدانائی در باب مسائل باآنها برخورد کند باعث شکست ویا حس سرخوردگی او میگردد .انسان درهمه چیز میتواند آدم قابلی باشد واستعداد همه چیز را درخود بیازماید اما این بطول زمان نیاز دارد وآنان که خودرادرجایگاهی میبینند دکه دردرون میدانند شایسته ی آن نیز نیستند معمولا اشتباهات زیادی را در رابطه با زندگی ومردم انجام میدهند که همین اعمال ها ورفتارها پایه های آنان را دزجایگاهی که قرار دارد سست کرده وسرانجام چون کشتی بگل نشسته ای حتی از مرحمت خداوند وحتی آدمی بی بهره شده وهمگان اورا خوار میکنند وعلت این است که اینگونه افراد بات دیدن موقعیتها خود را باخته وبه خوار کردن ودلیل شمردن وتحقیر کردن دیگران می پردازند وانقدر خودرادرموقعیت فعلی خود گم میکنند که از خاطر می برند که این همان اوست که روزگاری اروزی جا ومقامی برتر وبالاتر را داشت متاسفانه انسانهای بسیاری چه در برابر خدا چه در برابر دیگر مردم نمک نشناس وبی چشم وروهستند وخدا آنروزی را نیاورد که اینگونه انسانهای پشت صفت ودُون مایه ای جایگاهی را دراین دنیا بدست آورند که مردمی در زیر دستان اینان اسیر خواری ذات پشت آنان شوند چرا که دیگر این عده خدا را هم بنده نیستند چه برسد باینکه بخواهند بر انسان ودیگر مردمان ارج بگذارند ودنیا فقط یکدنیاست وایسن دنیا را نیز تنها متعلق به خویش میداند وکاملا فرتاموش میکند که دنیا بر ای همیشه برای او ماندگار نیست وبه همان سهولت که چیزی را به کف آورد به همان سهولت ان وحتی عمر وزندگی خود را زکف میدهد وتمامی این رفتارها ناشی از نادانی ونداشتن علم کافی واندیشه رشد یافته در زندگیست که خواری فکر باعث خواری درعمل میبشود وحقارت درون باعث اینکه دیگران را نیز حقیر بدارد وخوار کند.اما دنیا بسیار آموختنی دارد که برای « انسان بودن» آموختن هریک آن وظیفه شرعی وبخصوص انسانی ماست که بدرستی ونیکی آنرا بیآموزیم واز خطای عمل دوری کنیم واز منابعی استفاده کینم که بدانیم تفسیر وتوضیح وعملی که بما می آموزد خود به مغلطه بردن فکر ما وگول زدن روح وبه بازی گرفتن احساس واندیشه ی ما نیست.شاعران بزرگ وامداری چون سعدی چون مولانا چون شمس تبریزی , حافظ و....بساری دیگر پندها واندرزهای ارزشمندی را به انسان داده اند دکه خواندن هریک از آنان نیز خالی از این نیست که علمی از علوم انسان بودن را آموخته در زندگی کمتر به خزا رفته کمتر دیگران را ازخود جدا بداریم وکمتر مغرور بخود کشته وبا تواضع وفروتنی همگان را دوست داشته بر اهل قشری از جامعه درهر زنگ وپوستی دردنیا وجهان وکشور خود ازد هر مملکتی ارج وارزش نهاده برای نهاد وسرشت پاک وبزرگ انسانی ارزش معنوی قائل شده واندیشمندانه وعاقلانه در زندگی خود با یکدیگر رفتار کرده حق هریک انسان را محترم بداریم وحقوق انسانی دیگران را ارج گذاشته وبر خواست خداوندی به نیکی وپاکی درعمل ورفتار وگفتار وخلوص نیت در دنیا با دیگر انسانهای روی زمین زندگی کرده همه را با خود یکسان دانسته وبر همگان محترمانه عشق بورزیمونفس واندیشه خویش را پاکیزه ومنزّه داشته در اخلاص روح واندیشه. در نزد خداوندگار خود سر بلند باشیم ودر قبال وجدان خود سرافراز.

_______پند واندرزی از: * گلستان سعدی_______

ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری

درویشی اختیار کنی بر توانگری

ای پادشاه شهر چو وقتت فرا رسد

تو نیز با گدای محلت برابری

گر پنج نوبتت به در قصر می‌زنند

نوبت به دیگری بگذاری و بگذری

دنیا زنیست عشوه‌ده و دلستان ولیک

با کس به سر همی نبرد عهد شوهری

آهسته رو که بر سر بسیار مردمست

این جرم خاک را که تو امروز بر سری

آبستنی که این همه فرزند زاد و کشت

دیگر که چشم دارد ازو مهر مادری؟

این غول روی بستهٔ کوته نظر فریب

دل می‌برد به غالیه اندوده چادری

هاروت را که خلق جهان سحر ازو برند

در چه فکند غمزهٔ خوبان به ساحری

مردی گمان مبر که به پنجه است و زور کتف

با نفس اگر برآیی دانم که شاطری

با شیر مردیت سگ ابلیس صید کرد

این بی‌هنر بمیر که از گربه کمتری

هشدار تا نیفکندت پیروی نفس

در ورطه‌ای که سود ندارد شناوری

سر در سر هوا و هوس کرده‌ای و ناز

در کار آخرت کنی اندیشه سرسری

دنیا به دین خریدنت از بی‌بصارتیست

ای بدمعاملت به همه هیچ می‌خری

تا جان معرفت نکند زنده شخص را

نزدیک عارفان حیوانی محقری

بس آدمی که دیو به زشتی غلام اوست

ور صورتش نماید زیباتر از پری

گر قدر خود بدانی قدرت فزون شود

نیکونهاد باش که پاکیزه پیکری

چندت نیاز و آز دواند به بر و بحر

دریاب وقت خویش که دریای گوهری

پیداست قطره‌ای که به قیمت کجا رسد

لیکن چو پرورش بودت دانهٔ دری

گر کیمیای دولت جاویدت آرزوست

بشناس قدر خویش که گوگرد احمری

ای مرغ پای‌بسته به دام هوای نفس

کی بر هوای عالم روحانیان پری؟

باز سپید روضهٔ انسی چه فایده

کاندر طلب چو بال بریده کبوتری

چون بوم بدخبر مفکن سایه بر خراب

در اوج سدره کوش که فرخنده طایری

آن راه دوزخست که ابلیس می‌رود

بیدار باش تا پی او راه نسپری

در صحبت رفیق بدآموز همچنان

کاندر کمند دشمن آهخته خنجری

راهی به سوی عاقبت خیر می‌رود

راهی به سؤ عاقبت اکنون مخیری

گوشت حدیث می‌شنود، هوش بی‌خبر

در حلقه‌ای به صورت و چون حلقه بر دری

دعوی مکن که برترم از دیگران به علم

چون کبر کردی از همه دونان فروتری

از من بگوی عالم تفسیرگوی را

گر در عمل نکوشی نادان مفسری

بار درخت علم ندانم مگر عمل

با علم اگر عمل نکنی شاخ بی‌بری

علم آدمیتست و جوانمردی و ادب

ورنی ددی، به صورت انسان مصوری

از صد یکی به جای نیاورده شرط علم

وز حب جاه در طلب علم دیگری

هر علم را که کار نبندی چه فایده

چشم از برای آن بود آخر که بنگری

امروزه غره‌ای به فصاحت که در حدیث

هر نکته را هزار دلایل بیاوری

فردا فصیح باشی در موقف حساب

گر علتی بگویی و عذری بگستری

ور صد هزار عذر بخواهی گناه را

مر شوی کرده را نبود زیب دختری

مردان به سعی و رنج به جایی رسیده‌اند

تو بی‌هنر کجا رسی از نفس‌پروری

ترک هواست، کشتی دریای معرفت

عارف به ذات شو نه به دلق قلندری

در کم ز خویشتن به حقارت نگه مکن

گر بهتری به مال، به گوهر برابری

ور بی‌هنر به مال کنی کبر بر حکیم

کون خرت شمارد اگر گاو عنبری

فرمانبر خدای و نگهبان خلق باش

این هر دو قرن اگر بگرفتی سکندری

عمری که می‌رود به همه حال جهد کن

تا در رضای خالق بیچون به سر بری

مرگ آنک اژدهای دمانست پیچ پیچ

لیکن تو را چه غم که به خواب خوش اندری

فارغ نشسته‌ای به فراخای کام دل

باری ز تنگنای لحد یاد ناوری

باری گرت به گور عزیزان گذربود

از سر بنه غرور کیایی و سروری

کانجا به دست واقعه بینی خلیل‌وار

بر هم شکسته صورت بتهای آزری

فرق عزیز و پهلوی نازک نهاده تن

مسکین به خشت بالشی و خاک بستری

تسلیم شو گر اهل تمیزی که عارفان

بردند گنج عافیت از کنج صابری

پیش از من و تو بر رخ جانها کشیده‌اند

طغرای نیک‌بختی و نیل بداختری

آن را که طوق مقبلی اندر ازل خدای

روزی نکرد چون نکشد غل مدبری

زنهار پند من پدرانه است گوش گیر

بیگانگی مورز که در دین برادری

ننگ از فقیر اشعث اغبر مدار از آنک

در وقت مرگ اشعث و در گور اغبری

دامن مکش ز صحبت ایشان که در بهشت

دامن‌کشان سندس خضرند و عبقری

روی زمین به طلعت ایشان منورست

چون آسمان به زهره و خورشید و مشتری

در بارگاه خاطر سعدی خرام اگر

خواهی ز پادشاه سخن داد شاعری

گه گه خیال در سرم آید که این منم

ملک عجم گرفته به تیغ سخننوری

بازم نفس فرو رود از هول اهل فضل

با کف موسوی چه زند سحر سامری؟

شرم آید از بضاعت بی‌قیمتم ولیک

در شهر آبگینه فروشست و جوهری

____*گلستان سعدی____

انسان در نماد شخصیتی خویش خصلتهای متفاوتی را از خود نمودار میسازد که گاه در جایگاه انسانی برازنده ی نام انسانی نیست یکی از این نماد ها غرور وکبر بیهوده ای ست که به اتکای به آن همواره دیگران را از بالا نگریسته وهمگان را کمتر وپائین تر از خود میبینید وبر همین اساس بخود اجازه میدهد که هر کسی را که همگان را خوار کرده وپشت وکوچک بشمارد درصورتی که انسانی با کمالات وبا اخلاقیات حسنّه و دانش وآگاهی ودانائی بخوبی میداند که همگان ارزشمندند وهیچکس برتر یا سرتر از دیگری نیست ودرنگاه خداوند نیز همه به یکسان دیده شده وبه یکشان از لطف ومرحمت وبرکت او بهره مند میشوند وبااینکه گاه مردمان میگویند خدا یکی را ازاول خوشبخت بدنیا می آورد دیگری راازاول تا به آخر خوشبخت این تصوری ست که عاقلان وانسان های دانا هرگز آنرا باور نداشته و میدانند که هرکسی نان بازو وعمل خود را میخورد وهرچه بیشتر درزندگی تلاشی درست را انجام دهی موفق تری وحال آنکه انسانهائی کهاز مقامی پست به جایگاهی بزرگتر میرسند معمولا از نمونه افرادی میشوند که حقارتهای کشیده دردوران پستی وکمبود هخا ی ناشی از آن آنان را چنان در دنیای دون وپست خود بتاز نگاه میدارد که کمی قدرت وکمی شهرت وکمی احترام باعث میگردد که خویش را باخته تصور کنند براستی بزرگی از بزرگان عالمند وهمگان زیر دستان او وهمین تفکر است که بیش از هرکه خود اورا خوارمیدارد

______ غافل ز خویش ________

کسی که دلی را, شکسته , خوار میدارد

نگاه خسته دلی را ,به گریه , زار میدارد

کسی که راه محبت , نمی شناسد باز

اسیرِ پستیِ دل مانده , بی خبر زین« راز »


که دل شکستن عالم, نه ذاّت انسانی ست

مُریدِ پَستِ جفا بودنی, ز نادانی ست !

کسی که غافل از خود وبی خبر ز یاد خداست

چه ساده برده ز خاطر که زندگی فانی ست


واو که به دنیا, ستم روا دارد

به نقش حقارت « خودی » جدا دارد

کسی که به پندار او, همه خوارند

عداّوتی به حقارت , به آن خدا دارد


سرشت خشم وعداوت ز ذات حیوان است

ندیده نقش وجودش که روح حرمان ا ست

ز دونی وپستی ,به خود نمی بیند

که او به نقش حقارت « خود» ازاسیران است

____سروده ی : فرزانه شیدا_______

*- خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید . ارد بزرگ

*- تنها کسی که موجب خواری همیشگی ما می گردد خود ما هستیم . ارد بزرگ

*- سرچشمه خوار کردن دیگران ، از بی شرمی و بی ادبی ست . ارد بزرگ

*- کسانی که دیگران را با بی ارزشترین واژه ها به ریشخند می گیرند ابلهانی بیش نیستند . ارد بزرگ

*- آنانی که چیزی برای گفتن ندارند با لودگی و ریشخند تلاش می کنند خودی نشان دهند . ارد بزرگ

¤¤¤¤¤¤¤¤¤

●پایان جلد چهارم بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ●فرگرد خوار نمودن ●

به قلم : فرزانه شیدا


برگرفته از :

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *خوار نمودن*

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *ترس*

●_ بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ_●

●_ فرگرد ترس _ ●

آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست

پنداشت که مهلتی و تأخیری هست

گو میخ مزن که خیمه می‌باید کند

گو رخت منه که بار می‌باید بست

______* از رباعیات گلستان سعدی_____

ترس نیز یکی دیگر از مجموعه احساساتی ست که دردرون بشر ودر ذات بشر بودیعه گذاشته شده است وبواسطه ی آن انسان میتواند در مقابل هرچه امنیت اورا بخطر می اندازد از خود دفاع کرده ویا از آن پرهیز کند معمولا ترسهای معمولی بشر از چیزهائیست که به ندرت در زندگی ممکن است اتفاق بیافتد از جمله بلایای طبیعی چون سیل وزلزله و... ودیگر ترس های کوچک وبزرگ نیز در در انسان براثر تجارب او تولید شده وقوّت وضعف میگیرد,هرگز انسانی از لحظه ی زاده شدن ذاتا ترسو بدنیا نمی آید بلکه ترس را از دنیای اطراف خودمیآموزد وبااینکه خنده وگریه دردرون آدمی در ذات به گونه ای نهاده شده است که لزومی باین نیست که یاد بگیریم چکونه بخندیم یا چگونه گریه کنیم ترس هم در زمان خود احساساتی چون طپش قلب ویا رنگ باختن وامثال اینرا در خود دارد.اما شدت وضعف این ترسها ودائمی شدن آن بر اساس محیط پیرامون شخص رشد کرده برای عده ای جز خوی وخصلت آنان میشود وگاه این عده با ترسهای خود عمری زندگی میکنند معمولا انسان ترسو نمیتوانددرزندگی خود گامهای مثبت زیادی بردارد چراکه محتاط بودن واحتیاطهای او بیش از اندازه های طبیعی ست وهمین باعث میگردد که شخص کمتر در زندگی رشد وپیشرفتی داشته باشد در فرگردهای گذشته بارها علتهای ترس وکمرو بودن وخجالتی شدن را توضیح داده وافزوده ام که زندگی برای هر فردی به شکلی معنا پیدا مکیند وافکار او را میسازد که آنرا تجربه مبکند شما اگر در زندگی خود با افرادی بسیار محتاط زندگی کنید خواه ناخواه انسانی محتاط بار می آید واختیاط در شکل عقلانی ومرز بندی شده یخود شرط عقل است ومحتاط بودن از عاقل وفرزانه بودن.

____* گلستان سعدی____

بشنو به ارادت سخن پیر کهن

تا کار جهان را تو بدانی سر و بن

خواهی که کسی را نرسد بر تو سخن

تو خود بنگر آنچه نه نیکوست مکن

____* گلستان سعدی____

اما زمانی که این احتیاط بگونه ای باشد که شما بیش از حد ازهمه چیز درترس ودلهره باشید آنگاه قادر نیستید به شکل طبیعی زندگی کنید ودنیا به هر شکلی که باشد درنهایت ارامش یا درطوفان برای شماجز یک پیام نخواهد داشت وآن اینکه دنیاجای ترسناک ودهشتناکی ست که میباید در آن مواظب بودواحتیاط کرد ودر ذهن چینی تصوری خواهد نباید به کسی وچیزی بیش ازحداطمینان کرد چون ممکن است خطرناک باشد یا اینکه نباید زیاد از محدوده هائی عقلانی ساده ,خارج شد مبادا در خطر باشیم وافکاری همانند این که مانع پیشرفت آدمی شده ودرهمه یموارد چون دیواری درجلوی ما وچون شبحی در پشت یا درکنار یا دردردون دل ما همراه ما خواهد بود وناگزیر از انجام بسیاری از کارها دوری جسته واز آن چشم میپوشیم کارهائی که در ذهن ما خطری ست ونباید انجام شود اما در فکر یک انسان معمولی نه تنها خطرناک نیست بلکه شاید هیجان انگیز نیز باشد یا تجربه ای یا پیشرفتی را بدنبال داشته باشد انسانهای ترسو کمتر به ترس درون خود اعتراف میکنند چراکه از وجود چنین احساسی دردرون شرم دارند ومیدانند که اشکالی درکار است واگر ازاین مورد غافل باشد بیمارانی هستند که هم برای خود هم جامعه ممکن است مشکل ساز باشند چراکه احتطاکاری بیش از حد آنان شاید حتی آشیب هائی را برای خودو دیگران فراهم آورد که جبران ناپذیر است زیاد روی درهرچیز وافزایش بیشاز حد ومرز هر احساسی حتی اگر آن احساس عشق وعاطفه ومحبت باشد میتواند زیان آور باشد وباعث آزار خود ودیگران چون بطور معمول هرچیزی حدودی برای خود دارد ووقتی از مرزها عبور کند باعث ناراحتی شخص واطرافیان او میشود در نتیجه ترس هائی که بطور معقول آأمی را حفظ واز خطری حمایت کنند کاملا منطقی ست وجزئی از نهاد آدمی اما اگر ازحد گذشت می بایست بدنبال علت ومعلو وچراه ای برای ان بود مثالهای بسیاری برای هریک از آنچه نوشتم میتوانم بیاوردم که در گذشته نیز ذکر کردمداشتم پدر ومادری بیش از حد محتاط ویا ترسو صدمه روحی مشابه ای را نیز به فرزندان خانواده وارد میکنند صدمه های اجتماعی که اتز سوی انسانهائی بدیگران وارد میشود که طی آن انسان دیگر ازاعتماد کردن واطمینان داشتن بترسد نیز بگونه ای دیگر صدمه ی روانی بر بشر وارد دکرده است وحتی دورغگوئی های کاری واحساسی وعاطفی مثل کلاهبرداری ها و بدخواهی های نوع بشری یا عشقهای دورغین ودوستت دارم های بی دلیسلی که حقیقت ندارد همه وهمه روح انسانی را به قهقرای فکری خود کشانده است بطوری که انسان امروزی با تمامی داشته ها وپیشرفتهای جهانی بیش از گذشته از دنیا وجامعه ی خود میترسدچراکه وسعت صدمه زدنها نیز براثر همین پیشرفتها برای آدمی بیشتر گشته است وراههای صدمه زدن وکلاهبرداری کردن وساستفاده ی انسانها از یکدیگر نیز به همین نسبت پیشرفت قابل توجهی داشته است واگر شاهد دنیسائی هستیم که درآن کسی حتی درمحیط درونی زندگی خود ودرخانواده ی خود نیز اعتماد صدردصدی به مادر وپدر ویا دیگر خواهر برادران خود ندارد همه بر آمده از دنیائی ست که آموخته است که اول بفکر خود باش اگر چیزی برایت ماند بدیگری هم برس واگرنه فقط به فقط به فکر راه افتادن امورات خودت باش ودیگران را به حال خود واگذار واین با خصلت واقعی انسانی جور ویکسان نیست

____* گلستان سعدی____

چشم از غم دل به آسمان می‌گریم

طفل از پی مرغ رفته چون گریه کند

بر عمر گذشته همچنان می‌گریم

بر عمر گذشته همچنان می‌گریم

_____از رباعیات سعدی____

ازاین نظر است که انسان امروزی تنهائی وبی کسی را درجمع خانواده ی خود نیز بیشتر از غربت زده ای احساس میکند که درتنهائی بسر میبرد وترسهای ناشی از تنها ماندن وصدمه خوردن نیز چنان روح انسانی را الوده ی خویش ساخته است که کمتر کسی بدید ونگاه اعتماد واحساس امنیت با دیگری به سخن نشسته ویا حتی درمقابل مهر ومحبلت وعشق دیگران نیز جبهه گرفته میترسد مبادا کاسه ای زیر نیم کاسه باشد ودر اینچنین دنیائی آنکه هنوز قلب خود را سرشار از عاطفه ها میبیند ازدیدن اینگونه دنیائی که درآن با احساس خود تنها مانده وکسی را درجوابگوئی عاطفه های واقعی خود پیدا نمیکند بسیار تنها تر ازهمه احساس میکند چراکه میداند دنیا ی آدمیان امروزی به چشم یک انسان معمولی باو نمی نگرد ونگاهها وافکار برروی او معمولا یا بر این اساس است که بگویند طفلک عجب احمق ساده ایست که هنوز در دنیای ماقبل تاریخی سیر می کند و هنوز خیال میکند مهر ومحبت هنوز دراین دنیا جواب متقابل دارد وهنوز چوب دنیا ومردمش را نخورده یا شایددلش نشکسته است تا بترسد ازاینکه مهربانباشد و مهر بورزد وبه مردم وبشر خدمت کند یا اینکه میگویند کاسه ای زیر نیم کاسه ی اوست شاید از آنهاست کهبه حربه محبت با پنبه سر می برد یا بگویند این شخص از آن کلاهبردارهای حرفه ایست که بهترین راه را برای نفوذ به قلبها انتخاب کرده است که مهر ومحبت سنگ را هم اب میکند ____ در گذار زندگی _____

یک سبد خیال یک دوجین آرزو

صد گرمی امیـد

قلبی باندازه مشت دستهای تو

طپش هائی در هر ثانیـه

و سـالهای زندگـی

با چند آلبوم خاطره

چند دوست ماندنی

بسیار دوستان رفتـه

و نام تو فراموش کـرده

چندین کتاب در کتابخانهء خاک خورده

دفتر و دفاتری از آنچه گذشت

با نام خاطرات من!

یا شاید چند دفتر شعر و نثر

اگر شاعر بوده ای...

یک جاده با راهها و بیراهه های بسیار

هزار اتنخاب در خیابانها و کوچه ها ی شهر

برای رسیدن بآنجا که می باید

... رفت و رسید...!

تصمیمی گاه درست گاه نادرست

گاه در شوق رسیدنی دوان دوان

گاه خسته از دویدن سلا نه سلانه

دیدن چهر ه های آشنا و غریب

روی گرداندن دوستی

که روزی درب خانه ترا ول نمیکرد

و امروز نمی خواست

نگاهش بر نگاهت بیافتد!

رنجشی در دل تو ,رنجشی در دل او

آنگاه که روبروی هم در آمدید

بی هیچ نقشه قبلی

...و زندگی ست این!..

و بهتر آنکه ز آغاز

بی خبر باشیم پایان را

همان بهّ که خدا بداند انتها را

از اضطراب نگرانی آشفتگی ها

بگذار دل بحال خود باشد

بگذار فردا خود بیاید

هر آنگونه کّه خود میخواهد

بگذار حتی اندیشهء آنچه آزارت میدهد

« ترسی »که از شکست

طپشهای قلب را

شب و روز دو چندان میکند

و نشستن آسوده را ناممکن

ز بافتهای درونی بدن

سلولها و اتم های وجود... دور بماند!

عـاقلانه نیست

اینگونه با خویش به سر بردن

خـــود خـــوردن و در «اضطــــراب ثانیه ها »

لحظـه لحظـه آب شدن

در ذهن خویش سخن گفتن و

امکان و نا ممکن را

زیـرو رو کـردن

برای حدس :« چه خواهد شـد؟»

...یکروز با یک سبـد خیـال

با یک دوجیـن آرزو

صد گرم امیــد نیز

کفایت نمی کند, ایستادن را

قدرت راه رفتن را ...روز دیگر

هرچه سبد داشته ای ...خالی ست

و یک آرزو با ذره ای امیـد

با تمامیت نور خورشید نیز

لحظه ای فردایت را روشن نمی کند

یکروز قلبی باندازه مشت دست تو

اعتصاب خواهد کرد

و فریاد خـواهـد کشید:

دیگر بس است مرا دیگر بس

و دل خواهد گفت :

دیگر نمی خــواهم در« اضطـراب »سینــه ی تو

خود را به سینـه کوفتـه

خون را که مایه حیات توست

در سینه تو راه برده

سم آشفتـگی های ترا

به گلبولهای سفید

حمایت دهنده ات باز رسانم

که او نیز در بیقراری های تو

مغـــلوب گــردیــده است

و آخر چه سود اینهمه آشفته زیستن ؟!

بگذار فردا برای فردا باشد

بگذار خـدا بخواهد فـردا

شـادی تو باشد

و رضـای او, رضـای تو

و بگذار به حال خود باشم!

خدا نیز ترا نخواهد بخشید

که باواعتـماد نکرده

به او واگذاری, فردایت را

وآشفته زیسـته ای

در " چه کنم های زندگی " !

عمر خود کوتاه مکن در «اضطراب ِ» فردا

مبادا فردائی را نبینـی

در دست اوست هر چه هست

بگذار در دستهای او بماند...

آن سبد خیال با یکی دو آرزو,مشتـی امید

ترا بس ,که امروز را سر کنی

در آرامشـی .

______از دفتر آشیان شعر: فرزانه شیدا_____

ودنیائی خالی ازمحبت که نیازمند امثال اوست راحت برای اینگونه ادمها آغوش باز میکند واورا بخود میپذیرد. مهمولا پنهان داشن ترس یکی از خصائصی ست کهشخص ترسو در ان تبحر دارد واز شرمی که بابت این موضوع دارد اتفاقا آدمی پرخاشگر خواهد شد که بدینوسیله سعی میکند دیگران را ترسانده از مخالفتهای باخود جلوگیری کند وبا ایجاد همان ترس درونی خود در دل دارد دیگران را تحت سلطه خود در بیاورد .

________گلستان سعدی ______

امروز که دستگاه داری و توان

بیخی که بر سعادت آرد بنشان

پیش از تو از آن دگری بود جهان

بعد از تو از آن دگری باشد هان

_____ از *رباعیات سعدی______

چنین انسانی با کمترین داد ویات با پرخاشگری متقابل بر سرجای خود مینشیند وساکت شده ودم خودرا جمع کرده وحتی سریعا رنگ باخته وبه تعبیر وتفسیر کردن رفتار خود میپردازد که دچار درگیری نشود وحتی سریعا عذرخواهی میکند چراکه از هر تنش ورفتار تندی وحشت دارد وبرای همین همواره باید مراقب باشیم آنکه با ما تند وبد صحبت میکند آیا انسانی درکل بد زبان وپرخاشگر وبداخلاق است یا ترسوئی که از همه چیز ترسان است وحالت دفاعی ذهنی او پرخاشگریس های بی جاست تا بتواند کارخود را بی دردسر پیبش ببرد ومعمولا نیز زنانی که اینگونه افراد با یاری دیگران ویا باهمین رفتارهای تند خود را بالاکشیده تصور اینرا پدید میآورند که انسانی قوی وصبور وبا تدبیر هستند وبر منسب ومقامی جایگزین میشوند ار اختیارات خود معمولا به گونه ای نادرست استفاده میکنند چراکه اینگونه افراد جنبه موقعیت ومقام را نداشته وبرای آنکه می ترسند این مقاتم را ازکف بدهند با ایجاد ترس در دل زیر دستان وسواستفاده از موقعیتها به شکلی زیرکانه سعی در قوی کردن پایه ی خود دراین مقام وجایگاه را دارند. وزمانی که بر حسب روزگار کار انسان به زیر دست چنین آدمی ترسو می افتد که ما یا از چگونگی احساس او بیخبریم ویا اینکه بخاطر آنکه او بالاتر ازماست مجبور به اجرای دستورات او هستیم باید همیشه انتظار این را داشته باشیم که شکست کاری او وخود را شاهد باشیم چراکه اینگونه انیسانهائی طاقت مقاومت با مشکلات وسختی ها وبیرون کشیدن خود را از آن نداشته سریعا جا خالی میکنند وترس حتی از شکست بیشتر باعث شکست آنان میشود انسان ترسو اگر اعتماد بنفس قوی داشت ترسو نبود ودر بسیاری مواقع این شکل ترسو بودن جان شخص را نیز به خطر بیشتری میاندازد برای مثال درجنگها ویا مواردی که دیگران به شخص ترسو بی خبر از درون او تکیه واتکا کرده باو اعتماد میکنند.ترس در مواردی انسان را از خطا باز میدارد اما در بیشتر موارد باعث عقب نشینی هائی در زندگی میشود که انسان نیازی به آن در عمر کوتاه خود ندارد وبیشتر نیازمند وپیشرفت وادامه راه زندگی با شهامتو جسارت است تا نرسهائی که مانع رشد انسانی میگردد

___ «هراسی نیست »______

مرا تا دل سپردن های یک عاشق ببر با خود

و بگذارم ...,که سر برسینه ات یکدم بیآسایم

وبا قلبم بگو از اوج پرواز ی بسوی عشق

که هرگز دل نمی ترسد بگیرد اوج پروازی

مرا از عاشقی هرگز هراسی نیست

مرا ترس از دم تقدیر غمگینی ست

که قلب آسمانش را نیابم همچو روح آبی ام

بی تکه های ابر غمناکی

و تنهائی بخواند قصه ء شب را بگوش قلب غمگینم

مرا ترس از شب غمگین تنهائیست

که در آن سوسوی صدها ستاره میدرخشد در کنار ماه

ولی حتی یکی از اینهمه کوکب

برای بخت غمگین دل من نیست

مرا با خود ببر تا آسمان آبی عشقی

که در آن قصهء پروازهای عاشقی ها را

هراس یک قفس یا تیر دشمن نیست

مرا با خود ببر در فصل کوچ مرغک پرواز

که راهش گرچه طولانی

ولی پرواز بالش را نهایت نیست

مگر تا مقصد آن لانه ی عشقی

که هرگز قلب او را بی سبب نشکست

به کنج بودنی آرام

مرا در بیکران عشق خود آنگونه راهی کن

که پروازم فقط تا لانهء عشق تو پروازیست

پر از شوق رسیدنهای دل

در مرز شور واشتیاق با تو بودن ها

دلم لبریز عشقی غرق غوغاهاست

هراس من ولی عشق وتمنا نیست

هراسم بی تو ماندن در غروب کوچ پروازی است

مبادا بی تو پر گیرم به ناچاری

به اوج بیکسی های دلی غمگین ,به تنهائی

مرا از عاشقی, هرگز هراسی نیست

که دل خود بیکران عشق ورویاهاست

و بگذارم

و بگذارم که در اوج همان پرواز

به پیوندی دگر در تو درآمیزم

به وقت دل سپردن ها

وگر مرغ دلم سر را فرو برده ست

به زیر پال پروازش به غمگینی

ز آنرو نیست که میترسد بگیرد اوج پروازی

مرا از عاشقی هرگز هراسی نیست

که پروازم پر از بال سپید مرغهای

راهی کوچ است

برای پر زدن در آبی پرواز عشقی جاودان

آندم ,که هم پرواز بال پر زدنهایم

تو باشی تو.

18/بهمن ماه 1385/ سروده ی فرزانه شیدا_______

در بسیاری نواقع ما از این میترسیم که دیگران باعث آزار ما باشند ودر راه زندگی دامهای آنان صدماتی به انسان وارد کند اما همواره نگرانی وترس های بیمورد زمانی که هیچ اتفاقی نیافتاده است وپیش بینی های پیشاپیش بر سر هر مسئله ای که دقیقا فرق نمیکند چه باشد اما بیهوده به اضطرابها وترسها ونگرانی های بیمورد می انجامد وروح ودل را تصعیف میکند همه وهمه جز این نیست که انرژی مثبت آأمی صرف در مسائولی سود که لزومی بر آن نیست.با تکیه بر خداوند اعتماد در درجه ی اول باو وسپس بخود میتوان موفق بود واگر روی نیزاظطرابب ما واقعیت پیدا کرد بهتر سات همانروز برای آ« چاره ای بطلبیم وپیشاپیش به استقبال رنجها ونگرانی ها واضطراب وترس های بیموردیی نرویم که نمیدانیم آیا اتفاق خواهد افتاد یا خیر اسنان عاقل دئرزمان لازم به اندییشه وتدبیر در مسائل می پردازد وتا زمانی که چیزی اتفاق نیافتاده است خود را بااندوه وغم ونگرانی وتری بی دلیل از کار وزندگی ونیانداخته به امروزی می اندیشد که هم اکنون در اختیازراوست وتا ساعاتی بعد وبعدتر هع تا زمانی که اتفاقی رخ نداده دلیلی ندارد درترس ودلهره باشیم وبهتر از لحظه ها را پاس بداریم مباداکه این لحطه آخرین لحظه ی بودن ما باشد هیچکس از دمی دیگر باخبر نیست در نتیجه غم بیهوده خوردنترس بی دلیل داشتن یا ترسیدن حتی از چیزهای بیهوده تصعیف روحی ست ک به قدرت روحی مانیازمند است تا شفا گرفته ودلآرام گیرد وبه زندگی در راه درست خود را به سرانجامی خوب وشادی اورهنمون شود.

_______گلستان سعدی ______

تدبیر صواب از دل خوش باید جست

سرمایهٔ عافیت کفافست نخست

شمشیر قوی نیاید از بازوی سست

یعنی ز دل شکسته تدبیر درست

________گلستان سعدی ______

*ـ سربازی که می ترسد ، جان خود و دیگر سربازان را به خطر می افکند . ارد بزرگ

*ـ‌ چه بیچاره اند مردمی که ، قهرمانشان بزدل است . ارد بزرگ

*ـ‌ برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن . ارد بزرگ

*ـ خردمندان ترس را هم به بازی می گیرند . ارد بزرگ

*ـ ترس می تواند پیشرفت و رشد به همراه آورد اما این پیشرفت هم در نهایت توان آرام سازی روان آدمی را ندارد ، سخن دلنشین خردمندان دل ها را آرام می کند . ارد بزرگ

___________پایان فرگرد ترس ___________

به قلم : فرزانه شیدا



برگرفته از :

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *ترس*


بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *انتقام*

●_ بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ_●

● _ فرگرد انتقام _ ●

نه هر که ستم بر دگری بتواند

بی باک چنانکه می‌رود می‌راند

پیداست که امر و نهی تا کی ماند

ناچار زمانه داد خود بستاند .

از: رباعیات سعدی_____________________

واژه ی انتقام, واژه ی ترسناکیست واز آن بوی تاریکی وزشتی وبدخلقی وبد دلی بر میخیزد

حضرت علی (ع*) سلام میفرمایند : در بخشش لذتی ست که در انتقام نیست.

واین جمله به تنهائی گویای بسیاری از چیزهاست که لزومی حتی بر تعریف آن نیست که بسیار واضح وروشن است که قلبی که توان بخشش داشته باشد بایدقلبی بزرگ باشد واگر جز این بود نمیتواسنست گذشت وبخششی از خود نشان دهد وآنکه در فکر انتقام است ودر چنگال خشمها وکیسنه ها گرفتار بی شک انسان کوچکی ست که در کوته نگری خود ,دیدگاه ی بسیار محدود دارد ووسعت نگاه او زیاد گسترده نیست چراکه انسان کوته فکر انتقام را چاره راه خشنود شدن خود میداند اما اگر قلبی مهربان داشت حتی بر دشمن خود نیز نمیتوانست ازاری وارد کند عاقلان معمولا دشمنی ندارند وآنان که بااینگونه بزرگان درجنگند جز از سرحسادت وکوتعه نظری وکینه نیست ودراین مقام بزرگان عالم نیز تنها بر این گوره دل میسوزانند وآنان را بر دیدگاه کوچک خود سرزنش نمیکنند وحتی در دل آنان را می بخشند چراکه درافتادن با ضعیف تر ازخود نه تنها انسانی نیست بلکه عاقلانه ومنطقی نیز نیست .اگر روزگاری نیز کسی همسطح وهم مرام ما نیز کاری را انجام دهد که در قبال آن صدمه ای شدید چه روحی ومعنوی چه مادی برما وارد آید باز انتقام راه عاقلانه ای نیست چراکه با انتقام نه تنها چیزی به انسان باز نمیگردد بلکه بر شدت کینه ها وبدی های این دنیا افزوده میشود و آسیب رساندن به دیگری به هر دلیلی از آنروست که فرد متقابل درمقابل او احساس ضعف میکند وگرنه نیازی به رساندن آسیب به کسی نیست.

________از : رباعیات سعدی ________

گر تیر جفای دشمنان می‌آید

دلتنگ مشو که دوست می‌فرماید

بر یار ذلیل هر ملامت کنید

چون یار عزیز می‌پسندد شاید

________از :* سعدی ________

اینکه ما درمقابل کس وکسانی از خود دفاع کنیم چیزی ست که در نهاد آدمی جای دارد اما انتقام شکل دفاعی ندارد وبرای جلوگیری از زیان نیست که خود آسیب رساننده وزیان بار است وهیچ عاقل مرد وشیرزنی در زندگی با زیان رساندن بدیگری چه خود باعث آن باشد چه دیگران شاد نمیشود, که همواره از ظلم وستم بر دنیای کینه وانتقام وبدخواهی ها ی دنیا ومردمی درد میکشد وبر حماقت آدمی افسوس میخورد که درزمانی که هریک از ما می بایست هم وغم خود را به خودسازی وبازسازی دنیائی صر ف کنیم که از آن خود ما وفرندانونسل اینده ی ماستوهرچه بدست آوریم نیز سعادت فردای فرزندانکام خواهد شد وقت خود را به این تلف کنیم که برنامه ی جنگی را پایه ریزی کنیم چه کشوری با کشوری باشد چه انسانی با انسانی که دنیا جهت خرابی ساختته نشد که خداوند آبادی ان را ازانسنن میخواهد وهمواره نیز آنان که آبادکنندگان واقعی زندگی بوده اند بیش از دیگران صدمات این زندگی را ازسوی همین بشر دیده وباز نیز از بزرگی وفضلیت خود این عقل های کوچک وضعیف را بخشیده اند

____ ...و ما, چون قایقی ,جا مانده از دریا....___

گریزی نیست

نگاهم را گریزی نیست

ز ظلمت خانه شبهای اندوهم

بسوی روشنی های سحر

در بامداد روشن فردا

که آخر نام ،،امروز ی ،، دگر بر خود گذارد باز!!

ز فرداها دگر سـیرم

ومیخواهم دلم را در خـفا

در ظلمت آن تک اتاق کـهنه ء دیرین

ز چـشم آنهمه کاوشگران،، بی خبر از خود،،

ولی در خـوش خـیالی های دانائی

زاسـرار نـهان ،،مـردم در خـود،،

که جز مشـتی سـخن بافـی ..نـدارد پایـه واصـلی

همـیشه تا ابـد پـنهان کنم در تک اتاق خـویـش

واشـکم را به ظـلمت ها کـنم جاری!!!

چه بـیزارم زاین سـان مردمی

از سرزمین ومـأمن عـشق ومـحبتها !!

در ایـرانم ویا با نام ایـرانی!!!

چه بـیزارم ز اینـسان مـردمی

غـرقه به خـودخـواهی!!

وحـتی ازخـود واز زنـدگـی غـافـل!!!

دگر حتی نمـیخواهم

که دستی از سر مهر ومحبت نیز

نم اشک دلم را

ازشـیار چهره ی غـمگین وغمبارم بسازد پاک!

دلم آزرده شد از مردم ناپاک!

مرا با مردم دنیا...

چه خـوبان وچه بدخواهان

دگـر هـرگز نباشـد کار و فردائی!!

مرا با این جهان غـرقه در ظـلمت

که خـورشیدی به قـلب آسـمانش

مـیدرخــشد لیک بی نور است

،، ز ظـلمت های چـشم کور انسانـی ،،

دگر کاری نباشد از سر حتی... تـفــّـنن نیز!!

مرا درخلوتم در ظلمت شـبهای انـدوهـم

اگر جز سردی غمها... بُرودت های تنهائی

وا جز «آه سردی», از دل افسرده ومغموم

پس ازاین,همـنشینی نیـست

ولی اینگونه آزادم

که من اینگونه بی قید و رها

از دشمنی های جـهان هـستم

اگرچه سوزش دردی

درونم را

لبالـب غـرقه در غــم میـکند

از یاد این دوران

زاین دُون مـردمـان خـالی از ایـمان!!

رهــایم بعد ازاین امـا ...

دگـر از قـید وبـند اینـهمه تزویر

رها از دیـدن صـدها دروغ تلـخ

هـزاران جـور انـسانی... هـزاران درد بی درمان

وصدها مردمـی.. وامانده در درد وپریشانی

نگاهم تا درون سینه ام از درد میسوزد

ودسـتم را توانی نیـست

که بگشایم دمی بر غـصه های تلخ انسانی

که خود هم یک بشر... یک بنـده ء خـالی زقدرتها

وسـرشار از غم دنیا

هنوزم, همـچنان در سـینه میـسوزم

زاین فرق و تفاوتها!!!

وشــب را دوسـت مـیدارم

که گر نوری درونـش نیست

تـظاهر بر درخـشـش هم نخواهد کرد!!

وپنهان هم نمیسازد

که جز ظلمت ندارد در دلش رنـگی

ویـکرنگ است

وصدقش را ،،هـمین ،، پُر ارج میسازد!!!

ولی ،، روز, ودرخـششهای خورشیدی

که روشـن ساز وپرنور اسـت

ندارد این توانائی...

که گوید بردل سـاده لوح انـسان

که در ظـلمت فـرو رفتـیم!!!

که در تاریکی روح نگون بـختی

همــیشه در میان صدهزاران مـردم خـاکی

غـمین وبـی کـس وتـنها وبـی یـاریـم!!!

بـدردی هـمچنان پـابـند وزنـجیرو گـرفـتاریم

و اینـها جـز فـریبی نیـست

که ما در ظـلمت وجُـرم وگُـنه غـرقیـم

وخـورشـیدی به تـزویـروریـا

بر هـر گـناه تـیره انـسان

ز رحـمت نور مـیپاشـد!!!

خـداوندم , بـزرگی غـرق رحمت هـاسـت

که اوهـم , همچنان می بــیند و

هــمواره در هـرروز انـسانی

گـناه تلخ انسان را,تماشائی دگر دارد

وهـمواره بسی بخشنده وپُرمهر

امیداین بشر را,همچنان دارد جوابی

در پس هر یک دعـای او!!!

کـه او یکـسر همه بخشش ..که او یکسر هـمه

مهر ومحبتهاســت

خـدایم ..مظهر لطف و عطوفت هـاسـت!!!

و صـد افــسوس.....

ز این نــیرنگهای تلــخ وغـمباری

که چــشم آدمی را لحظه ای از آن گریزی نیـست

ومـن هـم باز می بــینم

به نــوری درخــفا ,اما

که یک تاریکی مطلــق ...بروی روح انسانی ست!!!

***

چنین نـوری نمیخواهم

نمیخواهم که منهم

چون هـمه مردم به خـود هـم نیز

دروغـی گفته و در روشــنی های,هــرآنروزی

ببندم چشم خود بر آن حقایقها

ویا چون دیگران.. تنها ...

به کـوش های رنج وغصه و اندوه پنهان

جهان ومـردمم باشـم!!!

کـه در این آشکارادردِانسـان هم

نــبوده ,هرگـز امـا, یکّه درمانی!!

مرا درسـینه غـمگین بـودنم کافی سـت !!

که پنهان غصه ی دیگر کسان را

ارج بـگذارم

وگر کاری ز دستم برنـمیآید

نمک پاش دل مردم نباشم باز

ورنج دیگران را

رنج واندوه دلـم دانـم!!!

ودر خلوتگه خـود

برهمه دلهای غـمناک جهان خوانم

دعــائی را...که زآن قلب خدا هم بـنگرد...

انـدوه ورنـج وغــصه ما را

که در ایـن بـودن غـمبار

هـمه تـنها دلی غـمبار و درد آلود وغــمگینیم

همه افـسرده ازاین بی بها دنـیای پرکین ایـم

جهان یکسر نمی ارزد

به رنجی اینچنین

درروز وشبهای مـنو دنـیا

ولی افــسوس

جهان تلخ وغـمگینی سـت

جهان تلخ وغمگینی سـت!!

و ما چون قــایقی جـا مــانده از دریـا

هــمه وامـانده در دنـیا....

فقـط وامـانده در دنـیای غمگیـنیم

۲۸ /آذر /۱۳۶۴

___سروده ی :فرزانه شیدا____

انسان دانا وعاقل ,کسی ست که نهادی قوی دارد ونهاد قوی نیازمند انتقام نیست بزرگان ادیان وعلوم دنیا هریک به سهم خود برای همگان از بخشش بسیار گفته ونوشته اند وهرگزدر هیچ کتابی وهیچ نوشتاری از اندیشمندان وبزرگان وافرادشایسته ی دنیا شما کلامی به انتقام نخواهید شنید.وجمله بزرگان عالم میداند که تنها انسانهای پست ودون وکه خالی از گامی صفت واندیشه هستند تن به انتقام میدهند وبدنبال انتقام هستند درواقع دنیای کوچک این افراد بقدری محدود است که در نگاه این عده هرگز کسی ارزشی ندارد و کمتر کسی را در دنیای خودخواهانه و وخودپرستانه خود ارج مینهند چراکه در ذهن این افراد هیچکس بحد خود آنان مهم نیست ولی در دنیائی که مردمان آن با فرهنگی غنی رشد کرده باشند وبه روابط اجتماعی وارتباطات ارج نهاده همگان را محترم بدانند کمتر خواهیم دید که اشخاص حتی بفکر انتقام بیافتند میدانید که بدترین انسانهای تاریخ نیز بر اساس انتقام برگه های تاریخ را به زشتی اعمال خود با کشتار دسته جمعی ویا پنهانی مردم دست زده اند هیتلر یکی از آنان است که درورایات میگویند علت نفرت او از جهود ها این بود که درزمان کودکی درمغازه ای کار میکرد وصاحب آن مغازه ازائو سو.استفاده جنیسی میکرد به همین دلیل تنفر او ختم به شخصی نشد که باعث رنج وآزار او بود بلکه خشم خود را وسعت داده از تمامی جهدها نفرت داشت وهرگز نیز در تصور او جا نگرفت که هرکسی خود مسئول اعمال خویش است وبه کناه یکی دیگری را بدار نمی آویزند وهمه را به یک چوب نمیزنند که درتمامی جامع دنیا وادیان دنیا نیز اسنانهای خوب وبد فراوانند اما اینکه من چه باشم, دنیایم را می سازد.اما افرادی چون هیتلر ازجمله کسانی هستند که شر وجود ایشان تاریخی را به سیاهی مرگ وگشتار میکشد اینکه بسیاری از سیاستمداران تاریخ درقبال مختالفتها به کشتار مخالفین میپردازند ومعمولا نیز اینرا تا مدتها پنهان میدارند اگرچه همیشه بنام دفاع ملی از آن نام برده شده است اما دراصل تاریخ ثابت کرده است که اینگونه رفتارهای عیر انسانی نه تنها دفاع ازخود نیست بلکه انتقام گرفتن از مخالفینی است که ایده وخواست اووآنان را نمی پذیرند وبا اندیشه ی آزاد دشمنی میکنند واگرچه در پشت پرده های تاریخ بسیارند ظلم وستم هائی که سردمداران کشوری بر مردم وملت خویش روا داشته اند وبسیاری حتی درجوامع پیشرفته تا سالهای بسیار دور پنهان میماند اما هرگز هیچ چیز پشت ابر باقی نمیماند وهمانگونه که « صدام » از عرش برین خود برچوبه دار گردن شکست هرکس جزای عمل خود را نیز پس میدهد وانسانی که بهر دلیل به فکر انتقام باشد درواقع معنای دوست داشتن را فراموش کرده است واجازه داده است که قلبی ناپاک وسیاه دل اورا نیز تیره سازد انسانی که با تنفر وانتقام زندکگی میکند انسانیست که معنای دوست داشتن را زیاد برده است ونمیداند ونمیتواند بفهمد که دراصل برای چه باید دوست بدارد وچرا باید همگان را دوست بدارد اما همینقدر کافیست بگوئیم چرا دوست نداشته باشیم بخصوص وقتی از بسیاری از انسانها که کاری بکار ما ندارند وسال تا سال گذرشان هم به زندگی ما نمی افتد برای چه باید بدمان بیاید در کشورهائی که درمیان مردم آن انسانهائی « راسیست » پیدا میشود همواره روانشناسان معتقد بوده اند کسی که خود را دوست ندارد دیگران را نیز نمیتواند دوست بداردوهمواره کسانی ضد دیگر مردم دنیا بخاطر رنگ وپوست آنان هستند که خداوند را نمی شناسند چراکه کمسی که خدا را میشناسد واورا قبول دارد میبیند که خدا درتمام دنیا درهرچیز وهمه چیز رنگها را نیز آفریده است حتی در پوست انسان نیز زرد پوشت وسرخ پوست وسیاه پوست وسفید پوست در قاره های مختلف بسیارند وامروزه بیشتر این جوامع به هم مخلوط شده وتعداد دورگه ها نیز بسیار است حال تصور کنید راسیتی که یا بعلت عشق به ملیت وکشو.ر خود ازحضور ووجود فردی از کشور دیگه احساس تنفر میکند وهمواره در پی فرصتیست که ارز اینگونه افراد که در زندگی ودر کار وکش.ر او جای او وهموطنان اورا درنظر او پرکرده اند انتقام بیگیرد با این آمیزش رنگها وبوجودآمدن دورگه ها باید درجهنم آتیشینی زندگی کند که خود این ماینده این است که قلب او قلبی شیطانیست چرا که دیروز در قلب خود, سیاه وزرد وسرخ ومردم مملکت دیگر را در یکی دونفری که دورادور او بودند دوست نداشت وکینه ی آنان بر دل داشته وبه هزار حربه به ا«ان با گروه راستیستی خود به پنهانی ودرخفا حمله میکند وباعث مرگ بی گناهی میشو.د دروصورتی که گرفتن جان انسانی که گناهی هم نکرده است نتها بعلت تنفر وانتقاتم شخصی هیچ نیست جز قتل عمد وچنین فردی نه تنها یک ملیت پرست ووطن دوست نیست که یک قاتل کینه ی جوی خطرناک است که می بایست در زندان بسر برده وخطر جامعه نباشد حال امورز که دورگه ها دور او راا کگرفته اند این شخص چه فکر میکنید در سردارد قتل جمعی به آتش کشیدن تمامی آنان در مجلسی انداختن بمبی در یک عروسی همه اینها اتفاق افتاده است وبااین حال چنین دیوانه مجنونی که او نیز کمیتی از هیتلر ندارد ومعمولا هم طرفدار اوست درجهان ازادانه میگردد و بدیگران اسیب وارد میسازد ونام خود را انسان نیز میگذارد که شرم بر انسانی که دست او آلوده به خون انسان بیگناهی گردد تنها بخاطر اینکه مثل او نیست مثل او بزرگ نشده مثل او فکر نمیکند وبدبختی اینجاست اینگونه انسانها خود نیز هیچ نیستند نه کسی هستند که به جائی رسیده باشند نه کسی هستند که به جائی برسند چراکه آنقدر در فکر ترسناک ودهشتناک انتقام بخود وافکار خود مشغولند که فرصت آموزشهای درست زندگی را دیگر ندارند وهمواره در صدد ساختن وکشیدن نقشه وراحل حلی هستند که به مردمانی که دوست ندارند صدمه بزنند اینگونه انسانها که از نهاد انسانی از بالاترین خلق خداوند یعنی عشق بی بهره اند جز صدمه ای به جوامع ودنیای خود واطراف خود نخواهند بود ودرواقع اینان هستند که میبایست از صحنه ی زندگی محو ونابود شوند نه کسانی که بدرستی وشرافت با هر رنگ پوست وتفکری که دارند , بدرستی وپاکی وزحمت زندگی میکنند ونان یک مشت اراذلی را تهیه میکنند که دیگران را اراذل نامیده خود مفت میخورند و به دنیای انسانی خیانت میکنند و درخفا برای جان مردم کشور خوددام میسازند ونقشه میکشند امید روزی برسد که صحنه ی زندگی از انسانهائی که باعث مرگ نابه حق انسانهای پاک وخوب مشوند پاک گردد ودست خون آلوده ایشان از صحنه ی زندگی کوتاه گردد که وجود این انسانها دراصل وجود شیاطینی بر زمین است که دشمن بشریت ونسل ودنیا وهرجامعه ای هستند.وافسوس که دنیا سرشار از کینه وانتقامی تلخ گشته است وقلبها دور ازهم چه نقشه ها که در سر نمی پروراند

______ عشق وپریشانی _____

در این ظلمت شب اندوهگین تلخ تنهائی

چه می پیچم بخود

چون پیچکی, بر شاخه ی هستی

چه میسوزم

به سان هیزمی در آتش عشقی توان فرسا

ز درد جانفزای قلب محنت بار!

و می پرسم,ز تنها شاهدم

در این شب غمگین تنهایی

خداوندی که بیدار است

و می بیند سرشگم را

:چرا آخر نمی میرد دلم

در بی کسی های شب اندوه؟!

و آخراز چه رو این

عاشق سرگشته ی غمگین

نمی یابد بدل ا مید وصلی ر؟؟!!!

بامید خداوندی که هرگز قلب انسان را

ز خود نومید و ا ز درگاه خود

رانده نمی سازد

چرا همچون پرنده, بر سرِ بامِ دلِ انسان

به شور و رغبت و شوقی فزون بنشست

؛ امیدی سرخ؛

به نام عشق ...

و ناگه پرکشید و رفت ...

؛( بدون آنکه خود خواهد پریدن را )؛!

کسی او را پراند]

وُ دست او همواره پنهان است

چه نامم این پریدن را؟!

بگویم دست تقدیر است؟!

ولی هرگز نمیدانی !!!

ز چشم آدمی پنهان فقط این نیست!

گهی دیدن ، شنیدن، باز پرسیدن

و تنها ؛ هیس؛ !!! ساکت باش

خدا اینگونه میخواهد!!!

ولی در باور من نیست!!!

چنین در باور من نیست!!!

به من تنها بگو : یارب

اگر نتوان ] توکل, بر توهم کردن

چه سان باید در این ظالم سرای

دوُن نامردی, به اسم زندگانی

؛ زنده بودن ؛ را , توان بخشید؟!

و بر نومیدی دل چیرگی چّون داشت؟!

اگر دل از تو هم نومید باید کرد؟!

که این دیگر, توانم نیست!!

بگو یارب! چه معنایی است؟

تضـاد اینهمه اندیشه و اعمال؟!

کدامین باوری اینگونه پا برجاست؟!

که با یک باور دیگر ...

به ویرانی نیانجامد؟!

و دیگر بار،به سرگردانی ,آدم نیانجامد؟!

که حیران مانده در هر باوری ...

پر شک و پر تردید !!!!

کدامین راه ,کدا مین فکر ...

کدامین عشق...کدامین غم

به راه رستگاری ره برد آخر؟؟!!!

چرا اکنون

مرا اینسان پریشان می نهی بر جای؟!!!

ز حیرت لحظه لحظه باز می پرسم

ز خود این پرسش دیرینه را هر دم

کد امین راه....کدامین راه, را باید

به راه زندگی پیمود؟!

همان راه درستی را ...

که گر پیمودنی باشد

سرانجامش به ناکامی نباشد باز!!!

وگر این گفته ها را ناشنیده

بایدم پنداشت

چرا گفتی؟! ...چرا گفتی؟!

...که سرگردان بمانم در ره رفتن

ببینم صد تمسخر راکه میگویند:

چرا ساده لوح و خوش باوری... این سان؟!

و آنهم در چنین دنیای تزویری!!!

ز این خوش باوریهایت حذر کن

تا که نشکستی ..بدسـت مردم دنیا!!! "خـداوندا "

"خـداوندا "

و گر باید چو آویزه ..

به گوش خود نگه دارم

...تمام گفته هایت را

چرا پایان آن اینگونه غمبار است؟!

که اعمالش مرا در نزد دنیای دروغ و ظلم

به مجنونی کند شهره؟!

چرا یارب نمی یابم ، رهی تا بازبگشاید

ره بر تو رسیدن را؟!

بدون آنکه در دیوانگی شهره شوم آخر!!!

چرا یارب

چرا یارب هر آنکس راه تو پیمود

به نزد دیگران هرگز نشد باور؟!

چرا یارب دروغ و نادرستی ها

به چـشم و قلب انـسانها

خـوش آیند اســت؟!!!

"چو میگوئی دروغی"...باورت دارند!!!!

چو میگوئی حقیقت را .... ترا دیوانه پندارند!!!

و با یک سادهء ..جا مانده از دنیا

که از رنگ فریب مردم دنیا

نمیداند کلامی را ...!

نمی بیند به دنیا دام و صیادی !!

"اسیر خوش خیالی های رویائیست!!!

ترا هر دم به رنجی ...سخت آزردند

و یا با دیدهء تردید ...ترا زیر نظر دارند

که او دیگر چگونه آدمی در بین انسانهاست

چو ؛ او؛ دیگر میان مردمان کمیاب و نا پیداست!!!

و شاید زیر این چهره ...فریبی تلخ پنهان است!!!

عجب دنیای غمناکی...عجب دنیای غمناکی!!!

عجب در اینهمه پندار بی سامان ...

میان مردمی دور از تو ای یارب......

مرا خود رهنمایی کن !!!

که بس آ زرده از این مردمان هستم

و بس دلتنگ!!

و بس بی همزبان... تنها!!

و بس بی همزبان... تنها!!

______ سروده ی : فرزانه شیدا _____

قلب خود را با خدا بداریم که از کینه وانتقام دوری جوئیم که هر آنکس جز این بوددستش خون آلود قلبها وجانهخائی ست که مخالف او هستند .امید خداوند خود در دنیا انسانها را پاس بدارد وآدمی نیز آنقدر در زندگی خود به زشد فکری برسد که بداند کینه وانتقام هم پایه وهم ارزش با مقام بلندانسانی نیست. وآنکه چنین است وچنین اندیشه میکند واینگونه رفتار میکند

درمقام انسانی این « نام انسان» براو حرام است وحرام باد.

____ از رباعیات گلستان سعدی_____

هرکس به نصیب خویش خواهند رسید

هرگز ندهند جای پاکان به پلید

گر بختوری مراد خود خواهی یافت

ور بخت بدی سزای خود خواهی دید

_______از :* سعدی ________

اگر هنجارهای سرزمینها نیرومند باشند انتقام هم گم می شود . ارد بزرگ

میوه کشتن ، کشته شدن است . ارد بزرگ

_* تاراج و شورش هیج گاه بهانه تاراج و شورش دیگر نیست . ارد بزرگ

_* هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی . ارد بزرگ

_ * گذشت را می توان در مورد آدمها به کار گرفت اما باید دانست این درس از آن آدمهاست نه کشورها ، سکوت در مقابل وحشی گری دشمن هیچگاه درست نیست . ارد بزرگ

_* فرمانروایان اگر خویی صوفیانه داشته باشند همواره دشمنان سرزمین خویش را افزون نموده و گستاخ تر می کنند . ارد بزرگ

_* نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . ارد بزرگ

_ ●_ پایان فرگرد انتقام _ ●_

_ ●_ به قلم فرزانه شیدا_ ●_Farzaneh Sheida

F. Sh - f sheida




برگرفته از :

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *انتقام*


بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *بخت*

هر صبح به روی لاله شبنم گیرد

*بالای بنفشه در چمن خم گیرد

انصاف مرا زغنچه خوش می آید

کاو دامن خویش* فراهم گیرد*

* خیام*

* بالا = قدم وقامت- * فراهم= گرد آمده , جمع شده

●_ بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ_●

● _ فرگرد بخت _●

کم کن طمع از جهان و *«می زی» خرسند

وز نیک وبد زمانه بگشل پیوند

مّی در کف وزلف دلبری گیر که زود

هم بگذرد ونماند این روزی چند.

* ____خیام ____« می زی» » *زندگی کن

در طی تمامی فرگردهای پیشین از زندگی وسرنوشت وبخت وتقدیر آدمی بسیار سخن گفتیم وهمانگونه که در بارها نوشته ام , از دیدگاه من بسیاری از آنچه در زندگی برای ما اتفاق می افتذد بر اساس گامها ئی ست که با ددیدگاه واندیشه وباور خود وبر اثر تصمیماتی ست که بر اساس اینگونه افکار برداشته وبسوی جلو پیش میرویم ومسلم است که خطا یا درست همیشه پیروز نیستیم و.همیه نیز شکست خورده باقی نمیمانیم طی سالهای زندگی خود آنگونه که در اکثر زندگی ها غریب واشنا دیده ام انسان در دوره ی زندگی خود زمانی را در پستی وزمانی را در بلندی زندگی میگذراند وبه هرگونه شروع کند شکل آن دردوره ی بعدی تغییر میکند . زندگی وچرخه ی زندگی بدست خداست ودر بسیاری از قانون های طبیعت وجهان درگردش سیارات وزمین وآسمان اوست که فرمان میدهد.اما همانگونه که بارها گفته ام عقلی که خداوند به انسان اعطا فرموده است این قدرت را بما میدهد که خود آزماینده ی بخت خود باشیم او زمین وزمان را برای ما درگزدش انداخته وروزی مارا درهمین طبیعت درشکل ساده اما باارش خود بما داده است دیگر این ما هستیم که ازاین ذره واتم وهرآنچه در ذرات وجود طبیعت ودنهاد وهستی دیدنی وندیدنی طبیعت برجاست چگونه استفاده کنتیم ودرکجا بخت خود را بیآزمائیم واینکه دوران زندگی خود را ازشیب به فراز برده یا برعکس نیز عامل اصلی خود ما هستیم که کدامین بختی را برای خوشبخت بودن خود انتخاب میکنیم . افسانه ها وقصه های زندگی ما در دست خود ماست وبخت مانیز به همچنین:

____ آینـه..._____

آینـه...اینگونه غمگین دیده بر چشمم مدوز

من کجا گفتم که یک عاقل و یا فرزانه ام ؟!

گرچه میسوز د دلم همواره در « شیدا شدن »

من هنوزم یک دل دیوانه ی دیوانه ام !!!

با من ازدنیا مگو , قید جهان را ,زد دلم

قلب غمگین مانده جاو دفتر و پیمانه ام

گوشه ی تنهائیم خوش بادو یاد و خاطره

بعدازاین، بازندگانی هم دگرِ، بیگانه ام

روح مادر آسمان گشته رها .. بی قید و بند

باغ عشقی گر ببینی من در آن پروانه ام

گربه خلوت سر کشیدی در پی ِ « شیدا دلی»

شعله ی سوزان شمع روشن آن خانه ام

من نمیگویم چه بودم یا چه سان خواهم شدن

خواهد آمد روزگاری بشنوی افسانه ام

____ فرزانه شیدا_____

میگویندکه: « گهی زین به پشت وگهی پشت به زین».

دنیا همین است همیشه یکسان نیست همیشه بروقف مراد نیست همیشه نیز غمناک و در سراشیبی شکستها نیست وهمواره درپیج وخم ها وفراز ونشیبهای آن بوده وخواهد بود که برای پخته تر شدن منو شما , شکل گرفت وروزهای شادی وغم را برایمان فراهم آورد اما به نتیجه ها نیز باید توجه داشت واینکه دگرباره تکرار غم نکنیم وتکرار خطا واگر برنده وموفق بوده ایم تلاش را بیشتر کنیم چراکه بیشتر نیز میتوان جلو رفته وشاد تر شد حال درهرچه میخواهد باشد موفقیت آنسان را روحیه ای شاد می بخشد واین حق ماست که روحیه ی خود را در پیچ وغم زندگی در شادیها ببینیم

_____ طفلی تو_____

وقتی مجـبور بشـی راهــتو بگــیری

بری وتـٌو خـلوتت آروم بمــیــری

مـــثه پروانه بشــی تو پیله ی غم

نــتونی پر بــکشی تـو ی اســـیری

بدونــی که زندگــیت راهی درازه

مـثه گـهگشـون بشی تُّـو راه شـیری

بـدونی که زندگـیت آخـر ِ خـطــه

توی غــصه پادشــا تــو غـم وزیری

بــدونی به عاشــقی راهی نداری

بدونی تـو باخـتـنا« تـو» بی نظیری

دیگه رفــتن واسـه تو چه مــعنی داره؟

بسـکه از رفــتنٍ بیهوده تو ســیری

تا بیـاد و« زنـدگی » معـنائی بگـیره

دیگه سـودی نداره ؛ چون دیگه پـیری!

طـفلی تو چه ساده این عمرتو باخـتی

فکر میکردی که یه پا خـودت مّـدیری!

طـفلی تو که پای عاشــقی نشســتی

گرچـه تو کشــور عاشــقی سفــیری

اما دیدی که چه آسون، همه ی قلبتو باختی

ثروتت محبـتت بود ولی آخـرش فــقیری

گرچه راحتی ندیدی طـفلی تو چه ساده باختی

همه ی راههارو رفتی روز وشـب سختی کشیدی

اما آخرنمـیدونم واسه چی تو زنده هــستی

تو که از عالم وآدم همـه جور رنجی رو دیدی!

نمیخوای یه بار بپرسی: تا کجا صـبر وتحـمل؟!

بگـو یکبار صاف وساده ؛ تو آخه کجارسیدی؟

بودنــت فقط بهونه س که بگی زندگی کردی

اماامـروز تو میدونی ؛دیگه بدجوری بّریدی

دیگه حوصــله نداری ؛ بگی زندگی قشنگه

یابگی:« در شب تارت» ,باز میاد « روز سـپیدی»!!!!

____ ف.شیدا/ یکشنبه 14 تیر 1388_______

امادر زندگی چه کسی برای شادی وموفقیت ما تلاشی خواهد کرد بی آنکه خود دراین میان سودی ببرد چه کسی میبایست جز ما برای ما گامی بسوی بهتر شدن ها بردارد دقیقا «هیچکس » , هیچکس جز من برای من وتو برای تو نیست. وار احدی نیز نمی باید توقع داشت که برای راحتی وسهولت زندگی ما خود را به دردسر بی آندازد در.واقع وقتی خود برای خود کاری نمیکنیم چه توقعی از دیگران داریم ازآن گذشته چرا می بایست ما در زندگی نیزاز آنچه داریم غافل شده , برآنچه نداریم افسوس خورده, بر آنچه هست, بی اعتنا باشیم؟ بر آنچه نیست فقط آه بکشیم ؟بی آنکه برای داشتن ونداشتن همه اینها« این » , «خود ما » بوده و هستیم که هر راهی را رفته ایم وامروز بهرکجا رسیده ایم نتیجه گامهای خود ماست اما هرگاه بد میشود , گناه را به گردن شانس وبخت ومقدرّات وحتی گاه دیگران میاندازیم وهرچه خوب بود وبه موفقیت آنگاه میگوئیم :ه برای آن ,کلی زحمت کشیده ایم !درصورتی که همیشه وواقعا باید کلی زحمت کشید وبسیار بخود زحمت دادوتلاش کرد وعرق ریخت وزمان صرف کرد وحوصله به خرج داد تا اینکه « داشته ها را داشت وبدست آورد ونداشته ها را ننیز در تلاش بدست آوردن بود».از شادی وغم گرفته که از معنویات است تا مادیات زندگی که پول وملک واملاک است همه وهمه اگر داریم میبیاست در داشتن آن بکوشیم اگر نداریم برای بدست اوردن آن کوشا باشیم اگر ارزوی چیزی را داریم برای رسیدن به آن بخت وخوشبختی تلاش کنیم اما اینکه بخت را چیزی وکسی بدانیم که از جائی بالاخره سراغ ما هم می اید یا جائی بما لج میکند وزندگیمان را به نابودی میکشد فقط به فقط خودگول زدنی بچه گانه است ووقتی نمیخواهیم باور کنیم که بد کردیم واشتباه رفتیم متوسل به چنین گفته ها وافکار میشویم بیائید سعی کنم فقط خودرا علت وعامل بدانیم وآنچه خود کرده ایم را معلول کارهائی که کرده ایم آنگاه می بینید که در زندگی ما هیچکس درخوبی وبد هستی ما مقصر نیست واین ما هستیم که داشته را بیشتر کرده وافزوده یا ازدست داده ایم یا نداشته ای را بدست آورده وشادی حتی مجدد از دست داده ایم

________ *خیام*_________

در گوش دلم گفت فلک پنهانی:

« حکمی که قضا بوّد زمن میدانی؟

در گردش خویش اگر مرا دست بدُی

خود را برهانمی ز سرگردانی»* خیام

___________________

بدین معنی که بسیار دیده ام انسانهای دارائی را که تنها اراده میکردند هرچه را میخواستند خریداری کرده وبدست می آوردند اما دوره این نیز برای آنان بسر رسیده ودوره سخت زندگی ورکود نیز به آنان فشار خویش را به شکل خود میگذارد ودرکنار آن نیز بسیار وبسیار دیده ام که افرادی که در زندگی در اوائل زندگی در فشارهای مادی ومعنوی ودقیقا بعلت همان فشارها ومشکلات زندگی بوده اند دردوره بعدی به صعود کوهی که تاکنون برای رسیدن به قله ی آن بسیار تقلا کرده وکمتر نتیجه دیده بوده اند رسیده اند ومعتقدم خداوند اینگونه فراز ونشیبها را درزندگی برای این به آنسانهای خود میدهد که آنکه سختی کشیده وبسیار تقلا نیز کرده است سرانجام خوبی را داشته باشد وانکه به دارائی زیاد سشاهد زجر بسیاری بوده وتنها بخود اندیشیده است وهمواره درتصور این بوده که همین که دارم همیشه هست وکمتر نخواهد شد دوره ی تلخ حویش را آغاز میکند تا دریابد که زندگی همیشه در یک روی سکه باقی نمیماند

__________________

گر چه غم ورنج من درازی دارد

عیش وطَرب تو سرفرازی دارد

بر هردو مکن تکیه که دوران فلک

در پرده ی راز هزار بازی دارد* خیام.

____________________

ما درروز وشب تغیییر طبیعت را شاهدیم طلوع وغروب ,زجر ومد دریا ها , تغییر فصول سال ع تغییر شکل درخت وگل وحتی فرسایش کوهها در طی سالها در کوهساران با بارش برف وباران وسائیدن شدن سنگ در اثر آب ویخ وروانی آبها ویا حتی ریزش سنگها ,فرسایش صخره های میان دریا و..... واین خود گواه براین است که زندگی همیشه بیک گونه نیست وبرای انسان نیز روزهای سرد وگرم وروزهای تغییر بسیار خواهد بود ازاین جهت است که بخت را می بایست همیشه در راه زندگی خود با هوشیاری خود بیآزمائیم وچون به نتیجه ی مثبت رسیده وپیروز شدیم در حفظ آن بکوشیم ودرابعاد وسیعتری به آزمایش بخت خود بنشینیم وهمواره نیز نوشته ام که بخت شتری نیست که ااز درخانه ی شما بگذرد یا بر در خانه ی شما بنشیند بخت زمانی رخ مینماید که تو درتلاش زندگی آنرا به گونه های مختلف به شکلهای مختلف در راههای مختلف بیآزمائی وهرگز از برداشتن گامهای اولیه شک وتردید بخود راه ندهی .در بازار بورس وسهام, زمانی که پای سرمایه ای محدود درمیان است ارگ با مشاورین سهام صحبت کرده باشید معمولا معتقدند که اگر این سرمایه تنها دارائی شماست بهتر است در راه سهام وبورس وخرید برگه هخای بها دار که نرخ آن بالا وپائین میشود نروی واین سرمایه را که بی شک پس انداز سالهای زندگی توست در جائی بکار بری که اگر و=موفق همم نبود لااقل پتاکباخته نشود معمولا خرید سهام وبورس متعلق به تاجران ومتمولینی است که از دست دادن مبلغی از سرمایه ی خود را در یک سهام در جای دیگر وسهامی دیگر جبران میکنند یا آنکه انقدرها تاثیر شایان توجهی در زندگی آنان نمیگذارد اما برای مردمی که با حقوق وکاری معمولی زندگی گذرانده وآنچه را که توشه ای برای مبادای خود جمع وپس انداز کرده اند حکم مرگ وزندگی را دارد بسیار خطاست که با سهام وبورس آن را به خطر بیاندازند چراکه خرید سهام وبورس وامثال اینها درست به منزله ی قمار پولی ست که در بردآن هیچ تضمینی وجود ندارد وشانس وبخت هم دراین آنگونه که همه می پندارند کارساز نیست چراکه اینگونه ریسک ها برای افرادی نیست کهدر محدوده ی زندگی خود با مغازه ای امورات خود را میگذرانند یا در شرکتی کار کرده یا کارمند دولتی هستند درواقع ریسکهای بسیاری در زندگی هست که انجام آن همدر جای خود می بایست زمالنی صورت گیرد که شخص اطلاعات کافی درآن مورد رابدست آورده باشد درنتیجه در مسائل بورس وسرمایه گذاری های اینچنینی معمولا به افراد عام پیشنهاد میشود که به یکباره تمام هستی خود را بپای اینگونه ریسکها نریزند چون شاید هیچ چیز بدون بی حساب وکگتاب تر از دنیای بوروس وسهام نباشد, چراکه اینگونه سرمایه گزاری ها بستگی به اقتصاد جهانی دارد وبیک شهر ویک منطقه ویک کشور نیز مربوط نمیشود که بتوان ثبات آنرا مطمئن بود پس اگر از افراد عامی هستیم چرا این مبلغ را برای خرید طلا وسکه که انرا نقدا دریافت کنیم بکار نبریم اگر که این وسع واین قدرت را داریم که میتوانیم سهامی را خریده و با برگه ای به خانه بیائیم وانرا گوشه ای بگذاریم چرا آنرا بلافاصله تحویل نگیریم ودرخانه ویا دربانک برای اطمینان خاطر نگذاریم کهلااقل پس انداز ما از بین نرفته باشد واگر مایلیم باا آن کار کنیم حتما در راهی باشد که پیش ازشما دیگران آنرا رفته وبه موفقیت رسیده باشند بااینکه من بارها نوشته ام ریسک در زندگی لازم است اما حماقتهای تجاری وکارهای خطر زای بدون فکر هرگز مد نظرم نبوده است اینکه شیب بردارم که از دره ای بپرم که میدانم پرنده ام کلی باید بال بزند تا آز آ« دره بگذرد وپای یکمترو ودومتری من چنین دورخیزی را محال است که بتواند انجام دهد به کشتن دادن من خواهد بود نه شجاعت من وشهامت ریسک کردن من.

________*خیام*_______

کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

کس یکقدم از« نهاد » بیرون ننهاد

من مینگرم ز مبتدی تا استاد

« عجز » است به دست هرکه از مادرزاد

________*خیام*_______


انسان عاقل میداند که اگر باید اگر مجبور استاگر واقعا می بایتست این دره را بگذراند لااقل می بایست موقعیت گذر از آنرا برای خود فراهم کند حال شده کوه را دور بزند یا با طنابی اگر ممکن بود به آنسوی کوه لنگری وچیزی پرتاب کند اما هرچه هست او « خود» را بی دلیل پرتاب نمیکند.در ورزش های جدید کنونی دیده ایم بسیاری بدون داشتن هیچ وسیله ای از روی بلندای کوهی بدرون دره ای که انتهای آن آبی ست پریده وهیجان آنرا « پروازانسانی خود »مینامند اما این افراد برای مردن نیز خود را آماده کرده اند ومیدانند اگر خطای کوچکی دراین پرش انجام شود که به سنگی در نیمه راه اصابت کنند یا بنماگاه باد تغییر پیدا کند وبر آنان چیره شود مرگ آنان حتمی است این است که قانونا این ورزش در دنیای ورزشی ممنوع است ومعمولا آنکه اینکاررا انجام میدهد درمقابل چشم قانون گذاران اینچنین کاری را نمیکند حتی دیده ایم عده ای با دست خالی وحتی بودن کفش با کیسه ای آهک ویا اراد از برجی به بالا میروند وحتی موفق هم میشوند اما در انتهای کار اورا دستگیر میکنند که با جان خود بازی کرده حتی بااینکه تماشاگران بسیاری نیز داشته است وچرا اینکارا میکنند چونکه وجود او نه تنها سرمایه ی ملی یک کشور محسوب میشد بلکه اگر خدای ناکرده اتفاقی برای او بیافتد جمع تماشاگران نیز دچار شوکهای روحی واندوه میشوند واین برای کشورهای غربی بسیار مهم است که درکوچه وخیابان مردم وکودکان شاهد چه نوع چیزهائی باشند وحتی اگر کسی بخواهد با یک وسیله ی موسیقی درگوشه خیابان آهنگنوازد می بایست با دولت وپلیس هماهنگ کرده درست درجائی بیاستد که آنها تعیین کرده اند ازاین لحاظ که مراقب او نیز برای حفظ سلامتی تاو باشند وگروه پلیس پیاده آگاه باشد درهرکجا چه کانی ایستاده اند ودر حفط امنیت آنانن بکشود چرا که هم ممکن است انسان معتادی باشد که ازاین راه کمی پول جمع میکند وممکن است انسانهای نااهلی باعث آزار او شوند یا ممکن است توریستی از کشو.ر دیگری باشد که حفظ جان او آبروی ملی آن کشور تلقی میشود بااین تفاضیل چطور ما انسانها برای ازامیش بخت خود دست به هرکاری میزنیم بدون اینکه عاقبت آنرا در نظر گرفته باشیم ویا اطلاعات دقیقی از آنچه انجام میدهیم داشته باشیم ؟ گاه فشار زندگی آدمی را مجبور بکاری میکند که صد البته انسان شریف وکاری هرگز کار ناصواب نمیکند ومنظور کارهائیست که انسان از فشار مالی بسوی آن میرود مثلا همینگونه ریسکها که نام برده شد وشخص میگوید یکبار سرمایه ام را اینجا مصرف میکنم شاید بخت یاری کرد ومنهم یکشبه تاجر شدم مشکل درهمین جاست آنان که میخواهند راه پرتلاش سالهای زندگی دیگران را یک شبه طی کنن و همواره از دیگران عقب تر افتاده وحتی گاه قدرت دوباره برخاستن از زمینی راا نخواهند داشت که وقتی که در بلندای پله های رفتن تلاش کردند که چهارتا یکی مسیر راطی کرده ودرنهایت به زمینی را بدست اوردند که درشروع روی آن ایستاده بودند دراخر برروی آن افتاده بودند .ما دیده ایم وهزارباره نیز دیده ایم آنکه به بدست آوردن پولی راحت وساده وبدون دردسر علاقه داشته یااکنون در پشت میله هاست که خدا انشالله هرچه زودتر همه ی اسیران را آزاد نماید که هرکه در پشت میل هاست درخطای انسانی خود به اسیر گشته است ویا به خطای انسانی یک انشان دیگر جور اورا این شخص پس میده وفراموش نکنیم نعمت آزادی در زندگی خود را به بختهائی نفروشیم که انتهای آنان به ناکجا آباداست و« عرب »هم حوصلبه ندارد در آنجا « نی» بیاندازد.!چراکه عاقل میداند کجا باید سنگی انداخت که به هدف بخورد واینکه بگوئیم حالا سنگی می اندارم ببینم چه میشود باید همیشه جائی آیمنگونه سنگی را پرتاب کرد که نتیجه ی آن نال باختگی ما ویا ازیبین رفتن زندگی ما وسرمایه وهستی ما نباشد. بخت را وقتی می یابی که تلاشس درست را با پشتکاری عمیق وجدی شروع کرده باشی وئدرهمه جا بخت تو به انتظار توست اگر که بدانی برای رسیدن به آن کدامین راه درست تر است ومشکلهای کمتری را در ناهمواری ها برایت خواهد داشت. بیارها گفته وباز میگویم دنیا وزندگی وبخت وتقدیرما اول واخر بدست خود ماست وکائنات زملانی باما همراهی میکنند که گامی بسو.ی خوشبختی برداری وسعی کنی بخت خود را بدرستی شناسائی کرده وپیدا نمائی.

¤¤¤¤¤¤¤

*ـ همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی ارد بزرگ

ـ*بخت همچون مرغی در گوش ما زمزمه می کند و ما را با خود به سوی می کشاند که باورش را هم نمی کردیم . *ارد بزرگ

ـ*بخت آدمی به گذشتگان ، آیندگان و جهان کهکشان ها گره خورده است .* ارد بزرگ

ـ*زندگی و بخت در یکدیگر تنیده شده اند تا جایی که گاهی بر این باور می شویم : بخت ما در دست خود ماست ! . *ارد بزرگ

ـ*چهره و کردارمان می تواند نمای بخت مان نیز باشد .*ارد بزرگ


ـ* همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی *ارد بزرگ

¤¤¤¤¤¤¤

پایان _● فرگرد بخت

به قلم : فرزانه شیدا_●



برگرفته از :

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *بخت*


بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فروتنی* 2




بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فروتنی*




تا چند اسیر رنگ وبو خواهی شد ؟

چند از پی هر زشت ونکو خواهی شد ؟

گرچشمه ی * زمزمی وگر آب حیات

آخر به دل خاک فروخواهی شد! -* خیام

«زمزم» چاهی ست در مکه

●_ بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ ● فرگرد فروتنی ●_بخش دوم

تا راه قلندری نپوئی ,نشود

خساره به خون دل نشوئی , نشود

سودا چه پزی؟که تا چو دلسوختگان

__● آزاده « ترک ِخود» نگوئی, نشود ● خیام

●بخش دوم : تواضع و فروتنی از دیدگاه اسلام:

ــ منابع :اخلاق در قرآن جلد دوم ، مکارم شیرازی، ناصری":


_____* کثرت‌گرایی‌ دینی ؛‌ دعوی‌ حقانیت‌ و گفت‌وگوی‌ ادیان‌ *_____

بنا بر آنچه‌ گفته‌ شد، اگر همه‌ ادیان‌ به‌ صورت‌ اصیلی‌ مواجهه‌ با "امر واقع‌" را تجربه‌ می‌کنند، پس‌ هیچ‌ گاه‌ دور نیست‌ اگر به‌ تعارضاتی‌ در میان‌ ادیان‌ برخوریم‌. اما عده‌ای‌ معتقدند که‌ این‌ ادعاهای‌ حقانیتی‌ متعارض‌ در ادیان‌، نظریه‌ کثرت‌گرایانه‌ جان‌ هیک‌ را به‌ چالش‌ می‌کشد، بویژه‌ در جهان‌ پس‌ از یازدهم‌ سپتامبر و در هزاره‌ سوم‌ که‌ مفاهمه‌ و گفت‌وگوی‌ ادیان‌ امری‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌آید. گرچه‌ هیک‌ می‌پذیرد که‌ هر یک‌ از ادیان‌ ادعای‌ حقانیتی‌ دارند که‌ بعضا با دیگران‌ متضاد است‌، به‌ هیچ‌ وجه‌ آن‌ را مانعی‌ در فهم‌ کثرت‌گرایی‌ دینی‌ و همزیستی‌ و هم‌اندیشگی‌ ادیان‌ نمی‌داند.

به‌ نظر وی‌ دیدگاه‌ کثرت‌گرایی‌ دینی‌ تسهیل‌کننده‌ امر گفت‌وگوی‌ میان‌ ادیان‌ است‌. هیک‌ در کتاب‌ تفسیری‌ از دین‌، فصلی‌ را به‌ این‌ مسئله‌ اختصاص‌ داده‌ است‌. وی‌ یادآوری‌ می‌کند که‌ تعارضهای‌ موجود در ادیان‌، در سه‌ سطح‌ نمودار می‌شود: 1. تعارضهای‌ ناشی‌ از مسائل‌ تاریخی‌، 2. اختلافهای‌ مربوط‌ به‌ واقعیت‌ها و مسائل‌ فراتاریخی‌ و 3. تعارضهای‌ ناشی‌ از دریافتهای‌ متفاوت‌ از "امر واقع‌".

به‌ نظر هیک‌ هیچ‌ کدام‌ از این‌ سه‌ سطح‌ اختلاف‌ به‌ گونه‌ای‌ نیست‌ که‌ کثرت‌گرایی‌ دینی‌ مورد نظر وی‌ را مخدوش‌ کند. هیک‌ معتقد است‌ که‌ تعارضهای‌ گفته‌شده‌، ذاتی‌ دین‌ نیستند. مثلا مسیحیان‌ و مسلمانان‌ درباره‌ رحلت‌ مسیح‌ (ع‌) با یکدیگر توافق‌ ندارند. مسلمانان‌ معتقدند که‌ مسیح‌(ع‌) به‌ صلیب‌ کشیده‌ نشد ولی‌ مسیحیان‌ برعکس‌ بر تصلیب‌ مسیح‌ (ع‌) تاکید دارند. حتی‌ میان‌ پیروان‌ یک‌ دین‌ خاص‌ نیز اختلافاتی‌ شایع‌ است‌. برای‌ نمونه‌ پروتستان‌ها بر این‌ باورند که‌ مسیح‌ (ع‌)، پطروس‌ حواری‌ را به‌ عنوان‌ اولین‌ پاپ‌ برگزید ولی‌ کاتولیک‌ها این‌ باور را نمی‌پذیرند. با وجود این‌ تعارضها و اختلافها چگونه‌ می‌توان‌ به‌ مفاهمه‌ اندیشید؟ هیک‌ معتقد است‌ که‌ این‌ عدم‌ توافقها اگر از نوع‌ تاریخی‌ باشد، با کاربرد متدهای‌ تاریخی‌ قابل‌ حل‌ است‌. درواقع‌ بسیاری‌ از این‌ نوع‌ مدعاها هیچ‌ تضمین‌ مستقلی‌ بیرون‌ از سنتی‌ که‌ آن‌ را بیان‌ می‌کند، ندارند. از این‌ رو باید با هر یک‌ از این‌ اختلافها تساهل‌آمیز و مداراجویانه‌ برخورد کرد ؛ بویژه‌ هنگامی‌ که‌ آنها موضوع‌ اصلی‌ آن‌ دین‌ نیستند، یعنی‌ اگر آنها را از دین‌ مورد نظر بگیریم‌، اصل‌ آن‌ دین‌ زیر سؤال‌ نمی‌رود. یا مثلا نامها و عنوان‌هایی‌ که‌ هر یک‌ از ادیان‌ به‌ فراخور دریافت‌ و فهم‌ خود از "امر واقع‌" بر آن‌ نهاده‌اند، اگرچه‌ متفاوت‌ و حاکی‌ از تعارض‌ در سطح‌ برداشتهاست‌، دلیل‌ حقانیت‌ یکی‌ بر دیگری‌ نیست‌. هیک‌ می‌گوید: "منظورم‌ از کثرت‌گرایی‌ این‌ است‌ که‌ سنت‌های‌ دینی‌ بزرگ‌ عالم‌ که‌ از درون‌ شیوه‌های‌ فرهنگی‌ مختلف‌ سر برآورده‌اند، دربردارنده‌ ادراکات‌ ما راجع‌ به‌ حقیقت‌ غایی‌ هستند و در درون‌ هر یک‌ از آنها تحول‌ بشر از خودمحوری‌ به‌ سوی‌ حقیقت‌محوری‌ صورت‌ می‌پذیرد. بنابراین‌ تفاوتها و تعارضهای‌ موجود در ادیان‌ از گونه‌ای‌ نیست‌ که‌ مانع‌ همزیستی‌ و گفت‌وگوی‌ ادیان‌ شود بلکه‌ اگر بپذیریم‌ که‌ حقیقت‌ غایی‌ یا "امر واقع‌ در خود" فراسوی‌ دسترس‌ سخن‌ و ذهن‌ هر یک‌ از ماست‌، براحتی‌ می‌توان‌ به‌ گفت‌وگویی‌ سازنده‌ و پربار در میان‌ سنت‌های‌ دینی‌ مختلف‌ اندیشید.ناگفته پیداست که تواضع و فروتنی نقطه مقابل تکبر و فخرفروشی است و جدا سازی بحثهای کامل این دو از یکدیگر مشکل یا غیر ممکن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامی و هم در کلمات بزرگان اخلاق این دو به یکدیگر آمیخته شده است، نکوهش از یکی ملازم تمجید و ستایش از دیگری است و ستایش از یکی همراه با نکوهش از دیگری می باشد، درست مثل اینکه بحثهای مربوط به ستایش و تمجید از علم جدای از نکوهش از جهل نیست و نکوهش از جهل همراه ستایش علم است.با این حال مفهوم این سخن آن نیست که ما بحثهای مربوط به تواضع را نادیده گرفته و به آنچه در بحث زشتی تکبر و استکبار گفتیم بسنده کنیم. بخصوص اینکه نسبت بین تکبر و تواضع به اصطلاح نسبت میان ضدین است نه وجود و عدم. هم تکبر یک صفت وجودی است و هم تواضع و هر دو در مقابل یکدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم که سخن از یکی الزاما همراه با نفی دیگری باشد.

در روایات اسلامی نیز به این معنی اشاره شده است از جمله از علی(ع) می خوانیم: «ضادوا الکبر بالتواضع; به وسیله تواضع با تکبر که ضد آن است مقابله کنید».

با این اشاره به قرآن باز می گردیم و آیات مربوط به مساله تواضع را گلچین کرده، مورد بررسی قرار می دهیم(هر چند آیاتی که به کنایه یا به ملازمه به آن اشاره می کند بیش از اینها است).

1- یایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین... (سوره مائده،آیه 54)

2- و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما (سوره فرقان،آیه 63)

3- واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین (سوره شعراء،آیه 215)

ترجمه=1-ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد(به خدا زیانی نمی رساند;) خداوند به زودی جمعیتی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان(نیز) او را دوست دارند; در برابر مؤمنان متواضع، در برابر کافران سرسخت و نیرومندند.

2- بندگان(خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می روند; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می گویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند).

3- (ای پیامبر) بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند بگستر(و نسبت به آنها تواضع و مهربانی کن).

تفسیر و جمع بندی:در نخستین آیه مورد بحث سخن از گروهی از مؤمنان به میان آمده که مشمول فضل و عنایات الهی هستند هم خدا را دوست می دارند و هم محبوب پروردگارند.

یکی از اوصاف بارز آنها این است که در برابر مؤمنان متواضعند: (اذلة علی المؤمنین) و در برابر کافران نیرومند و قوی هستند (اعزة علی الکافرین).

«اذلة » جمع «ذلول » و «ذلیل » از ماده «ذل » (بر وزن حر) در اصل به معنی نرمی و ملایمت و تسلیم است در حالی که «اعزة » جمع «عزیز» از ماده «عزة » به معنی شدت است، حیوانات رام را «ذلول » می گویند چون ملایم و تسلیمند و «تذلیل » در آیه ذللت قطوفها تذلیلا اشاره به سهولت چیدن میوه های بهشتی است.گاه ذلت در مواردی به کار می رود که معنی منفی دارد و آن در جایی است که از سوی غیر به انسان تحمیل می شود وگرنه در ماده این لغت مفهوم منفی ذاتا وجود ندارد(دقت کنید).

به هر حال آیه فوق دلیل روشنی بر اهمیت تواضع و عظمت مقام متواضعین است، تواضعی که از درون جان انسان برخیزد و برای احترام به مؤمنی از مؤمنان و بنده ای از بندگان خدا باشد.

در دومین آیه باز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقی گروهی از بندگان خاص خداست که در طی آیات سوره فرقان از آیه 63 تا آیه 74 دوازده فضیلت بزرگ برای آنها ذکر شده است و جالب اینکه نخستین آنها همان صفت تواضع است، این نشان می دهد همان گونه که «تکبر» خطرناک ترین رذائل است، تواضع مهمترین یا از مهمترین فضائل می باشد، می فرماید:

«بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می روند» (و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا)

«هون » مصدر است و به معنی نرمی و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنی اسم فاعل در اینجا به خاطر تاکید است، یعنی آنها چنان آرام و متواضعند که گویی عین تواضع شده اند و به همین دلیل در ادامه آیه می فرماید: «و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می گویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند)».و در آیه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاک خداست می فرماید: «والذین یبیتون لربهم سجدا و قیما; آنها کسانی هستند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می کنند(و به بندگی و عبادت می پردازند)».

«راغب » در کتاب «مفردات » می گوید: «هون » دو معنی دارد یکی از آنها خضوع و نرمشی است که از درون جان انسان بجوشد که این شایسته ستایش است(سپس به آیه مورد بحث اشاره می کند) و در حدیث نبوی آمده است المؤمن هین لین. دوم خضوع و تذللی است که از سوی دیگری بر انسان تحمیل شود و او را خوار کند.ناگفته پیداست که منظور از الذین یمشون علی الارض هونا این نیست که فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلکه منظور نفی هرگونه کبر و خودخواهی است که در تمام اعمال انسان و حتی در کیفیت راه رفتن که ساده ترین کار است آشکار می شود، زیرا ملکات اخلاقی همیشه خود را در لا به لای گفتار و حرکات انسان نشان می دهند تا آنجا که در بسیاری از مواقع از چگونگی راه رفتن انسان می توان به بسیاری از صفات اخلاقی او راه برد.آری عباد الرحمن (بندگان خاص خدا) نخستین نشانشان همان تواضع است، تواضعی که در تمام ذرات وجودشان نفوذ کرده و حتی در راه رفتن آنها آشکار است و اگر می بینیم خداوند در آیه 37 سوره اسراء به پیامبرش دستور می دهد «و لاتمش فی الارض مرحا; روی زمین با تکبر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نیست بلکه هدف، تواضع در همه کار است که نشانه بندگی و عبودیت خداست.

در سومین آیه روی سخن رابه پیامبر(ص) کرده،می فرماید:«بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند پایین بیاور و(تواضع و محبت کن); واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین

«خفض » بر وزن «خشم » در اصل به معنی پایین آوردن است و «جناح » به معنی بال می باشد. بنابراین «و اخفض جناح » کنایه از تواضع آمیخته با محبت است، همان گونه که پرندگان هرگاه می خواهند به جوجه های خود اظهار محبت کنند بال و پر خود می گسترانند و آنها را زیر بال و پر می گیرند تا هم در برابر حوادث احتمالی مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند، پیامبر اسلام(ص) نیز مامور بود بدین گونه مؤمنان را زیر بال و پر خود بگیرد!این تعبیر بسیار ظریف و پر معنی نکات مختلفی را در عبارت کوتاهی جمع کرده است.

جایی که پیامبر مامور به تواضع آمیخته با محبت در برابر مؤمنان باشد تکلیف افراد امت روشن است چرا که پیغمبر سرمشق و الگو و «اسوه » برای همه امت است.

شبیه همین تعبیر در آیه 88 سوره حجر نیز آمده است آنجا که می فرماید: واخفض جناحک للمؤمنین که باز مخاطب در آن شخص پیامبر است و مامور می شود برای مؤمنان «خفض جناح » و تواضع آمیخته با محبت داشته باشد.شبیه این تعبیر با اندک تفاوتی در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره «اسراء» آمده، آنجا که می فرماید: «واخفض لهما جناح الذل من الرحمة; بالهای خود را در برابر آن دو(پدر و مادر) از محبت و لطف فرود آر(و تواضعی آمیخته با احترام و محبت در برابر آنان داشته باش)».از مجموع آنچه در آیات فوق آمده به خوبی استفاده می شود که قرآن مجید نه تنها تکبر و استکبار را مورد مذمت قرار داده، بلکه نقطه مقابل آن یعنی تواضع و فروتنی را با تعبیرات گوناگون مورد تمجید قرار داده است.

تواضع و فروتنی در روایات اسلامی=در منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانی در مورد تواضع به چشم می خورد که بعضی در باره اهمیت تواضع است و بعضی در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن می باشد.در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبی در روایات آمده:

1- در حدیثی از رسول خدا(ص) می خوانیم: روزی فرمود: «مالی لااری علیکم حلاوة العبادة؟! قالوا و ما حلاوة العبادة؟ قال التواضع!; چه می شود که شیرینی عبادت ر در شما نمی بینم؟ عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواشع است!»ناگفته پیداست حقیقت عبادت نهایت خضوع در برابر پروردگار است. کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است.

2- در حدیث دیگری از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة; بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است ».

3- از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمود: «التواضع نعمة لایحسد علیها; تواضع نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمی شود».معمولا هر نعمتی نصیب انسان می شود مزاحمت های حسودان افزوده می گردد و گاه این حسادت چنان فضای زندگی را تنگ می کند که زندگی بر صاحب نعمت مشکل می شود، ولی تواضع از این قاعده کلی مستثنی است، نعمتی است که حسادت حسودان را برنمی انگیزد.

این بحث دامنه دار را با حدیث دیگری از نبی اکرم(ص) پایان می دهیم:

4- «یباهی الله تعالی الملائکة بخمسة: بالمجاهدین، والفقراء، والذین یتواضعون لله تعالی، والغنی الذی یعطی الفقراء و لایمن علیهم، و رجل یبکی فی الخلوة من خشیة الله عز و جل; خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات می کند: مجاهدان(راه خدا)، فقرا(و نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمی فروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع می کنند و ثروتمندانی که بی منت به مستمندان کمک می نمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه می کند!» در باره ثمرات و آثار مثبت تواضع نیز روایات فراوانی از معصومین به ما رسیده است که چند حدیث پر معنی را در ذیل می آوریم:

در حدیثی از امام امیرالمؤمنین(ع) می خوانیم: «ثمرة التواضع المحبة و ثمرة الکبر المسبة!; میوه درخت تواضع محبت است و میوه(شوم) تکبر دشنام و ناسزاگویی مردم است!» در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «بخفض الجناح تنتظم الامور!; با تواضع و محبت کارها نظم و سامان می یابد!» روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکاری و همدلی حاصل نمی شود و همکاری و همدلی مردم در صورتی ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشی کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید، همیشه مدیرانی موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پر محبت باشند.

در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) می خوانیم: «التواضع لایزید العبد الا رفعة فتواضعوا یرفعکم الله!; تواضع جز بزرگی بر انسان نمی افزاید پس تواضع کنید تا خداوند شما را بلند مقام سازد!». گاه چنین تصور می شود که تواضع انسان را کوچک می کند در حالی که این یک برداشت سطحی و نادرست است، همواره می بینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و دارای عظمت و شخصیت هستند و تواضع بر منزلت آنها می افزاید.

از احادیث اسلامی استفاده می شود که تواضع شرط قبولی عبادات و طاعات است، از جمله در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «التواضع اصل کل خیر نفیس و مرتبة رفیعة... و من تواضع لله شرفه الله علی کثیر من عباده... و لیس لله عز و جل عبادة یقبلها و یرضیها الا و بابها التواضع، و لایعرف ما فی معنی حقیقة التواضع الا المقربون المستقلین بوحدانیته، قال الله عز و جل و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما...; تواضع ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایی است... و هر کس برای خدا تواضع کند خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت می بخشد... و هیچ عبادتی برای خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود مگر اینکه باب آن تواضع است و حقیقت تواضع را جز مقربانی که مستقل در وحدانیت خداوندند درک نمی کنند، خداوند عز و جل می فرماید: بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که در زمین با تواضع راه می روند و هنگامی که جاهلان آنها را(با سخنان نامناسب) خطاب کنند، به آنها سلام می گویند(و با بی اعتنایی می گذرند).»این سخن را با حدیثی که از حضرت مسیح(ع) نقل شده است پایان می دهیم. فرمود: «بالتواضع تعمر الحکمة لابالتکبر، کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل!; به وسیله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد می شود نه با تکبر، همان گونه که زراعت در زمین نرم و هموار می روید نه بر روی کوه!» کوتاه سخن اینکه: تواضع هم در زندگی علمی و فرهنگی انسان اثر می گذارد(چرا که افراد متکبر به خاطر تکبرشان از رسیدن به حق محجوبند) و هم در زندگی اجتماعی(چرا که افراد متواضع از محبوبیت فوق العاده ای در اجتماع بهره می گیرند و همه مردم برای آنها احترام خاصی قائلند) و هم در رابطه انسان با خدا مؤثر است چرا که روح عبادت، تواضع و کلید قبولی آن فروتنی است.در مورد نشانه های تواضع نیز روایات جالبی در منابع اسلامی وارد شده است، در حدیثی از امام علی بن ابی طالب(ع) می خوانیم: «ثلاث هن راس التواضع: ان یبدء بالسلام من لقیه، و یرضی بالدون من شرف المجلس، و یکره الریا و السمعة; سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر ریا و سمعه را ناخوش دارد.» .در بعضی از روایات نشانه های دیگری نیز بر آن افزوده شده است، از جمله: ترک «مراء» و «جدال » یعنی انسان به خاطر برتری جویی با دیگری بحث نکند و دیگر عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند _____________________________

1 - تعریف تواضع= «تواضع » از ماده «وضع » در اصل به معنی فرونهادن است، این تعبیر در مورد زنان باردار که مولود خود را به دنیا می آورند به عنوان وضع حمل گفته می شود و در مورد خسارت و زیان کرد و کمبود تعبیر «وضیعة » به کار می رود و هنگامی که به عنوان یک صفت اخلاقی گفته می شود مفهومش این است که انسان خود را پایین تر از آنچه موقعیت اجتماعی اوست قرار دهد، به عکس تکبر که مفهومش برتری جویی و قرار دادن خویشتن برتر از موقعیت فردی و اجتماعی اوست.بعضی از ارباب لغت «تواضع » را به معنی «تذلل » تفسیر کرده اند و منظور از تذلل در اینجا خضوع و فروتنی و تسلیم است.مرحوم نراقی در «معراج السعادة » در تعریف تواضع می گوید: «تواضع عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و لازمه آن کردار و گفتار چندی است که دلالت بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان می کند».

تعبیر به «فروتنی » در فارسی دقیقا همین معنا را می رساند و این مساله از خلال گفتار و رفتار انسانها نمایان می شود.

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) می خوانیم، سؤال کردند: «ما حد التواضع الذی اذا فعله العبد کان متواضعا؟ فقال: التواضع درجات منها ان یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم لایحب ان یاتی الی احد الا مثل ما یؤتی الیه، ان رای سیئة دراها بالحسنة، کاظم الغیظ، عاف عن الناس، و الله یحب المحسنین; حد تواضع که اگر انسان آن را انجام دهد متواضع محسوب می شود چیست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلی دارد: یکی از مراحل آن این است که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و در همان جایگاه با قلب سلیم(و پذیرش درونی) جای دهد، دوست نداشته باشد کاری در باره کسی انجام دهد مگر همانند کارهایی که در باره او انجام می دهند(همان گونه که انتظار احترام از دیگران دارد باید دیگران را محترم بشمارد و هر کاری را از سوی دیگران دون شان خود می شمرد در باره دیگران دون شان بشمر.)»هرگاه بدی از کسی ببیند آن را با نیکی پاسخ دهد، خشم خود را فروبرد، از گناهان مردم درگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد.» )آنچه در این روایت پرمحتوا آمده، در واقع نشانه های تواضع است که از طریق آن می توان به تعریف تواضع نیز آشنا شد.در حدیث دیگری از امام باقر(ع) می خوانیم: «التواضع الرضا بالمجلس دون شرفه و ان تسلم علی من لقیت و ان تترک المراء و ان کنت محقا; تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری و جر و بحث را رها کنی هر چند حق با تو باشد.»حقیقت این است که تعریف تواضع از نشانه های آن جدا نیست; چرا که یکی از بهترین راه های تعریف یک موضوع، ذکر نشانه های گوناگون آن است(دقت کنید.)

2- تواضع و کرامت انسان!¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

معمولا در این گونه مباحث بعضی راه افراط را در پیش می گیرند و بعضی راه تفریط، مثلا بعضی تصور می کنند حقیقت تواضع آن است که انسان خود را در برابر مردم خوار و بی مقدار کند و اعمالی انجام دهد که از نظر مردم بیفتد و نسبت به او سوء ظن پیدا کنند، آن گونه که در حالت بعضی از صوفیه نقل شده است که هنگامی که در یک منطقه به خوشنامی معروف می شدند مرتکب اعمال زشت و قبیحی می شدند تا از نظر بیفتند، مثلا به بی بند و باری در عبادات و خیانت در امانت مردم معروف شوند و مردم آنها را رها کنند و شاید این کار را نوعی تواضع و ریاضت نفس می پنداشتند.اسلام اجازه نمی دهد کسی به نام تواضع، خود را تحقیر کند و در نظرها سبک و موهون سازد و کرامت انسانی خویش را پایمال کند، مهم این است که در عین تواضع، شخصیت اجتماعی انسان ضایع نشود و خوار و ذلیل و بی مقدار نگردد. اگر تواضع به صورت صحیح انجام شود نه تنها چنین اثری نخواهد داشت بلکه به عکس ارزش او در جامعه بالاتر می رود. به همین دلیل در روایات اسلامی از امیرمؤمنان علی(ع) آمده: «بالتواضع تکون الرفعة; تواضع انسان را بالا می برد!» مرحوم «فیض کاشانی » - رضوان الله علیه - تحت عنوان غایة الریاضة فی خلق التواضع می گوید: این فضیلت اخلاقی مانند سایر صفات اخلاقی دارای طرف افراط و تفریط و حد وسط است، حد افراط «تکبر» و حد تفریط «پذیرش ذلت و پستی » و حد وسط «تواضع » است. آنچه صفت فضیلت محسوب می شود و قابل ستایش است همان کوچکی کردن بدون پذیرش پستی و ذلت است، سپس به ذکر مثالی در اینجا می پردازد. می گوید: کسی که سعی دارد بر اقران و امثال خود برتری جوید و آنها را پشت سر اندازد متکبر است و کسی که خود را بعد از آنها قرار می دهد متواضع است، ولی اگر پاره دوزی بر دانشمند بزرگی وارد شود او از جای خود برخیزد و او را به جای خود بنشاند و کفش او را بردارد و پیش پای او جفت کند و تواضعی در(حد یک عالم بزرگ) نسبت به او روا دارد، این تواضع نیست، نوعی تذلل محسوب می شود، این امر قابل ستایش نیست، چیزی شایسته ستایش است که در حد اعتدال باشد و حق هر کس را نسبت به او ادا کند، در برابر عالم به گونه ای و در برابر افراد دیگر به گونه دیگر.

تواضع وفروتنی در دین مسیحیت:_____________________

اهمیت فروتنی در آن است که این خصلت ریشه در ذات و شخصیت خود خدا دارد. مزمور ۱۱۳:‏۵-۶ بر این نکته تأکید می‌ورزد که خداوند با وجود جلال و تعالی خود با تواضع بر آفرینش خویش توجه دارد. خصلت فروتنی در سراسر عهدعتیق ستوده شده‌ است (امثال ۱۵:‏۳۳ و ۱۸:‏۱۲) و برکات الهی غالباً بر اشخاصی جاری می‌شود که از این خصیصه بهره برده‌اند (اعداد ۱۲:‏۳). از سوی دیگر، تکبر همواره در کلام خدا نکوهیده شده است، برای نمونه بلشصر (دانیال ۵:‏۲۲) از تجربۀ تکبرآمیز نبوکدنصر عبرت نگرفت و از این رو به‌علت غرور خود از سوی دانیال سرزنش شد.در واقع فروتنی یکی از ملاک‌های مهم قضاوت پادشاهان و دولت‌مردان در پیشگاه خداست.واژۀ فروتنی در زبان عبری ارتباط نزدیکی با مفهوم رنج و محنت دارد. مراد از رنج و محنت، سختی‌ها و مصائب است که ثمرۀ آنها روحیۀ متواضع و قلبی پذیرای خداست. انجیل متی ۲۳:‏۱۲ به‌روشنی نتایج فروتنی و غرور را آشکار می‌سازد. آری، آن هنگام که در برابر خدا خم شویم، او ما را سرافراز خواهد ساخت. پولس رسول نیز در رسالۀ فیلیپیان ۴:‏۱۲ از تجربۀ دشوارش سخن می‌گوید، اما او با پذیرش شرایط خود، مجال بروز و رشد خصلت فروتنی را در خود می‌دهد. به واقع پولس از نمونۀ فروتنانۀ خداوند خود مسیح تبعیت کرد (فیلیپیان ۲:‏۸)؛ خداوندی که امتیازات الهی خود را به‌کناری نهاد و خود را پیوسته فروتن می‌ساخت و به‌همین سبب به جلالی فوق از همۀ نام‌ها دست یافت.ذکر این نکته را ضروری می‌دانیم که متأسفانه فروتنی همچون خصایل دیگر الهی قابل جعل است. در واقع نمایش فروتنی و یا به‌عبارت دیگر فروتنی کاذب با مفهوم کتاب‌مقدسی آن تفاوت بنیادی دارد. فروتنی با خوار کردن خویش و همچنین خودآزاری نیز متفاوت است (کولسیان ۲:‏۱۸ و ۲۳). در ایام عهدجدید، در شهر کولسی معلمانی بسر می‌بردند که ریاضت بدنی (مرتاض‌گری) را با فروتنی یکی می‌دانستند، اما در عین حال خود را اشخاصی بسیار مهم و برجسته جلوه می‌دادند. پولس رسول چنین رویکردهایی را خلاف مفهوم واقعی فروتنی قلمداد می‌کند و در کولسیان ۳:‏۱۲ ایمانداران را تشویق به تواضعی اصیل می‌کند.

اقتباس از New Bible Dictionary

::::::::::::::::::::::::

بر چشم تو عالم از چه می آرایند

نگرای بِدان که عاقلان نگرایند

بسیار چو تو روند وبسیار آیند

بِریلی نصیب خویش کِت بِربایند *خیام

_ نگرای =میل نکن

:::::::::::::::::::::::::

معنای بیت: بهر هی خویش را ازجهان بگیر که عاقبت جان تورا میگیرند وخواهی مرد .به معنای فانی بودن دنیا واینکه انسان میبایست از دنیا بهره درست رندگانی را بگیرد .ف.شیدا

:::::::::::::::::::::::::

انسانهائی در دنیا فروتنی را یادگرفته اند وآموخته وبدان عمل میکند که همگان را به یک چشم مینگرند وفرقی بین خود ودیگران قائل نبوده ودیگر انسانها را در هرمقامی که هستند کوچکتر یا پائین تر ازخود نمی بینند ایشان , انسانهای بزرگ را نیز ارج نهاده وهرگز از بالا بدیگران نگاه نمیکنند درواقع میبایست از خود خویش گذشت تا در لباس فروتنی فرو رفته وراه تواضع را آموخت واز کبر وغرور بیجا وبی دلیل دوری جست همانگونه که در طی فرگرد نیز گفته شد انسان والا انسانی فروتن ومتواضع است چون دریائی عمیق وعظیمچون کوههای سربرافراشته اما خاموش وساکت وهرگز در حضور و وجود افرادی که اینگونه بزرگوارانه ایستاده اند اما خود را با تو بکسان میبینند هیچ احساسی جز احساس احترام نمیتوان داشت وآدمی در مقابل اینگونه افراد لزوم اینکه باین شخص احترام بگذارد را در خود احساس میکند.درواقع فروتن بودن از چشمه های فضیلت و دانشی سرچشمه میگیرد که در آن نهاد انسانی بسیار عمیق تر از جوشش چشمه ای ست که انسان درکمالات وخصلتهای زیبای این افراد مشاهده میکند واینگونه انسانها نه تنها در شرافت وپاکی ومهربانی دل زندگی میکنند بلکه هرگز از غم های انسانی غافل نبوده نه تنها در زندگی خود به مسائل زندگی خود میپردازند بلکه همیشه وهمواره دیدی وسیع بر زندگانی انسانها داشته ودنیا وبشریت را با نگاه محبت وعشق ودوستی مینگرند واز غم دیگران نیز اندوهگین میشوند وراضی به رنج کسی نیز در زندگی نیستند چرا که معرفت انسانی آنان بدانها آموخته است که انسان وجهان وطبیعت همه وهمه آفرینش خداوندی ست که برای سپاسگزاری ازاو نیز شده, میبایست بر افریده وخلقت او احترام گذاشته در جهت صلاح وبه سازی وبهزیستی جامعه وزندگانی کوشید تا درک ودانش اجتماعی نیز افزون گشته بیشتر شاهد وجود انسانهائی باشیم که درکمال انسانیت وفروتنی درخدمات دنیا هستند اینان براستی انسانهائی دوست داشتنی هستند که همواره زیبا بنظر آمده ومهر انان چهره ی آنها را نیز در صفای محبتی که دارند زیبا مینماید.

______ غروب غم ______

در غروب هزار اندیشه وخیال

اگر درب خانه ی مرا بانک زدی

تنهائیم را نخواهی دید ونه غروبین غمگینم را

مرا بسیار خندان دیده اند , میهمانان من!

اما غروب را چون غروب , دلگیرم

ونمیخواهم اینگونه ببینی مرا...

نگاه غمگین غروبینم را , تنها « آشنا»

اشکهای من است

که دلتنگی ام را آرام میدهد...

تو اما هرگز

نگاهم را غمگین نخواهی دید ...چون بگشایم

درب خانه را... بروی نگاه تو!

...لبخند من به پیشواز تو خواهد شتافت...انگاه که

گشوده گردد ,درب خانه ام, درغروب هنگام غم.

مرا همیشه شادان دیده اند, یاران من

مرا همیشه خندان دیده اند دوستان من

21/ مردادماه /1382

2003 جوئن - اسلو /نروژ____فرزانه شیدا__________

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤*

_ دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند . ارد بزرگ

*_ فروتنی زمانی هویدا می گردد که آدمی از کوهستان وجودش پایین آمده و یا در حال فرود آمدن است . ارد بزرگ

*_ فروتنی در برابر گردنکشان اشتباهی بزرگ است . چرا که این کار آنها را گستاختر و بی پرواتر می نماید . ارد بزرگ

*_ فروتنی و گذشت خویی مردان و زنان پاکدل است . ارد بزرگ

*_ فروتنی ما را خواستنی می کند و دوست داشتنی . ارد بزرگ

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

پایان فرگرد فروتنی

●_به قلم: فرزانه شیدا●_

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

بر چرخ فلک هیچ کسی *چیر * نشد

وز خوردن آدمی زمین سیر نشد

مغرور! بدانی که نخورده ست زتو

تعجیل مکن,هم بخورد , دیر نشد *خیام





برگرفته از :

بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *فروتنی* در دو بخش